یافتن پست: #دار

gha3m
gha3m
دستی ز کرم به شانه ی ما نزدی / بالی به هوای دانه ی ما نزدی دیری ست دلم چشم به راهت دارد / ای عشق سری به خانه ی ما نزدی . . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 23:31
+5
gha3m
gha3m
عشق تو وسط قلبمه ، درست همینجا ، همین تو یه بوسه بده واسه مریض میخوام ، آخه بوسه هات داره حکم دارو ! .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 23:30
+4
shahin ES
shahin ES
در ايران... تو دستشويي فکر ميکنند، تو حمام اواز ميخوانند، سر کلاس ميخوابند، تو رختخواب تلفن حرف ميزنند، ... ... ... ... ... موقع درس خوندن بازي ميکنند، موقع تي وي ديدن فيسبوک چک ميکنند، موقع فيسبوک چک کردن غذا ميخورند، موقع خواب بيدارند، موقع بيداري خوابند، سر کار روزنامه ميخوانند، و اوقات فراغت کار ميکنند
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 22:28
+6
مهسا
مهسا
من به دنبال کسی می گردم که نگاهش آبی ست و به دل داغ شقایق دارد شوریده دلان را غم آشفته دلان نیست ای همسفران باری اگر هست ببندید کاین جا اقامتگه ما رهگذران نیست!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:52
+7
مهسا
مهسا
از انسان ها غمی به دل نگیر زیرا خود غمگینند ... با آنکه تنهایند ولی از خود می گریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند ... پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند. دکتر شریعتی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:48
+7
مهسا
مهسا
جایی میرسد که انسان خودکشی میکند خودکشی نه به این معنا که تیغ بردارد و روی رگ دستش بکشــــــد نه! ...........قید احساسش را خواهد زد!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:16
+4
mina_z
mina_z
رفتم دم مغازه به فروشنده می گم قرص پشه داری؟ می گه واسه کشتنش می خوای؟ پـَـ نه پَــ، برای اشتهاش می خوام!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 20:55
+7
رضا
رضا
ای مه زیبای من آیینه می‌خواهی چه کار؟ بر شب زلف پریشان شانه می‌خواهی چه کار؟ بشکن آن آیینه را در چشم من خود را ببین شرح این زیبایی از بیگانه می‌خواهی چه کار؟ تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان هستی ام ای که جانم سوختی‌، پروانه می‌خواهی چه کار؟ مثل من آواره شو از چاردیواری درآ! در دل من کاخ داری‌، خانه می‌خواهی چه کار؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 20:27
+6
رضا
رضا
یاد بگذشته به دل ماند و دریغ نیست یاری كه مرا یاد كند دیده ام خیره به ره ماند و نداد نامه ای
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 19:40
+8
رضا
رضا
یاد بگذشته به دل ماند و دریغ نیست یاری كه مرا یاد كند دیده ام خیره به ره ماند و نداد نامه ای
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 18:54
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ