یافتن پست: #دار

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میروم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا میبرم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
میبرم تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش و بیجا و تباه
میبرم تا ز تو دورش سازم
ز تو ای جاوه امید محال
میبرم زنده به گورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال
ناله میلرزد و میرقصد اشک
آه ؟ بگذار که بگریزم من
از تو ای چشمه جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
به خدا غنچه ی شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
میروم خنده به لب خونین دل
میروم از دل من دست بردار
ای امید عبث بی حاصل
دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 14:54
مدیر سایت
مدیر سایت (مدير ارشد)
سلام خدمت تمامی دوستان عزیز 

متاسفانه طی دو روز اخیر مشکلاتی بوجود آمد که هارد سرور سایت بطور کلی از بین رفت و سوخت


ما تمامی تلاش خود را کردیم تا بتوانیم سایت را با آخرین بک آپ بدست بیاوریم

اما متأسفانه هارد سرور از بین رفته و حتی بک آپ های روزانه سایت هم قابل دسترسی نیست

سایت درحال حاضر بصورت موقتی با بک آپ 2 ماه قبل فعال شده 

اما دوستان درحال پیگیری هستند تا از دیتاسنتر سرور درخواست بازیابی اطلاعات از هارد سوخته را بدهند

اگر انشاالله اطلاعات بازیابی شود ؛ سایت مجدد با اطلاعات آخرین ساعات فعالیت خود بالا خواهد آمد

در غیر اینصورت نیازمند یاری شما دوستان عزیز برای فعالیت مجدد سایت هستیم

باعرض پوزش بدلیل مشکل بوجود آمده ...
2 دیدگاه  •   •   •  1392/12/23 - 23:37
+4
محمد
محمد

آقايون عزيز!
اون دختري كه
وقتي سيگار ميذاري تو دهنت ازت بر ميداره
وقتي بغض مردونه ميكني اخم ميكنه
وقتي بخاطرش دعوا ميكني كلي قربون صدقه ات ميره
وقتي غرورت ميشكنه با لبخند از اول ميسازش
وقتي ميترسه آروم بهت ميفهمونه
وقتي ماشينت رو ميفروشي ميگه:بريم بياده روي
را بايد قاب كني بذاري رو 4 ضلع قلبت
1 دیدگاه  •   •   •  1392/10/23 - 21:13
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مامانم اومد یه دفه تق زد پسه کلم ...

میگم چرا میزنی؟؟؟ <img src=(" title=":((" />((((((((((((

برگشته میگه لواشك هارو رو از ترس تویه جونور قایم کردم از صبح دارم میگردم خودم پیداشون نمیکنم.. :|

منو میگی:)))
دیدگاه  •   •   •  1392/10/23 - 20:31
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میدونستید تو ادبیات زرافّه ها واژه "این" وجود نداره ؟ ؟ ؟

چون از اون ارتفاع چیزی رو از نزدیک نمیبینن و در واقع "این" میشه "اون"

برید حالشو ببرید .. :)
دیدگاه  •   •   •  1392/10/23 - 19:34
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به ما میگفتند نبایدپپسی بخورید، گناه دارد!
وقتی به تهران آمدم اولین کاری که کردم
ازیک دستفروشی یک پپسی گرفتم.
درش تالاپ صداکرد و بازشد
بعدکه خوردم دیدم خیلی شیرین است
آن روز نتیجه گرفتم که گناه شیرین است!!
"حسین پناهی"
دیدگاه  •   •   •  1392/10/23 - 19:19
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

غضنفر : بیا این سوپو مزه کن !
ﮔﺎﺭﺳﻮﻥ : ﺧﯿﺮﻩ ﺍﯾﺸﺎﻻ ، ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺍﺭﻩ ؟
ﻏﻀﻨﻔﺮ : ﻓﻘﻂ ﻣﺰﻩ ﮐﻦ ! :|
ﮔﺎﺭﺳﻮﻥ : ﺍﮔﻪ ﺳﺮﺩﻩ ﺑﮕﻢ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻦ !
ﻏﻀﻨﻔﺮ : ﺩﺍﺭﻡ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻓﻘﻂ ﻣﺰﻩ ﮐﻦ !
ﮔﺎﺭﺳﻮﻥ : ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺍﮔﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﮕﻮ :(
ﻏﻀﻨﻔﺮ : ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻣﻦ ، ﻣﯿﮕﻢ ﻣﺰﻩ ﮐﻦ . ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺰﻩ ﮐﻦ ، ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻢ ﮔﻮﺵ ﺑﺪﻩ :|
ﮔﺎﺭﺳﻮﻥ : ﺑﺎﺷﻪ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﭽﺸﻤﺶ ، ﻗﺎﺷﻖ ﮐﺠﺎﺱ ؟
ﻏﻀﻨﻔﺮ : ﺍﻫﺎ !؟ ﻗﺎﺷﻖ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ .............! :|

دیدگاه  •   •   •  1392/10/23 - 18:45
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
رو به پایانم ... هراسی از مرگ نیست، مرگ که سهل است اما ؛ نبودنهایت این روزها عجیب مرا می ترساند... قالی کرمانم ؛پا خورده ام از باور این و آن غم در تار و پودم جولان می دهد؛ خلاصم کن... به دارم بکش؛ از نو بباف مرا اما اینبار شکل گلیمی صحرایی... چرا که بی شک سر به بیایان خواهم گذاشت از لمس دستانت.
دیدگاه  •   •   •  1392/10/23 - 18:35
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
استاد نگاه ریاضی به زندگی:

اگه بابای دختر پولدار باشه یه دونه دو میزاریم

اگه خوشگل باشه به صفر میذاریم جلوش

اگه چشاش رنگی باشه یه صفر دیگه اگه

وقتی میخنده لپش چال بیفته یه صفر دیگه

ولی اگه باباش پولدار نباشه چیزس جر صفر باقی نمیمونه
دیدگاه  •   •   •  1392/10/23 - 18:32
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در aBiHa
2 دیدگاه  •   •   •  1392/10/23 - 18:18
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ