یافتن پست: #دار

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بـا ایـن وضـی کـه بـعـضـی پـسـرا پـیـش مـیـرن
فـک کـنـم مـوقـع عـروسـیـشـون عـروس بـا مـاشـیـن مـیـاد،
ایـنـارو از آرایـشـگـاه ور مـیـداره مـیـرن تــالار
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:50
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دل به هـرکــس مسپار !!
گــر چه عاشـق باشد !
حکم دلداری . فقط عشق که نیست !
او بجــز عشــق باید .....
لایق عمق نگاهت باشد !!
.. و کمی هم بیـــــمار
تا نگاه تو .. تسکین بدهد روحش را !!
♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:49
+6
محمد
محمد
دیگه باید منتظر باشیم که ملت عکساشون رو آپلود کنن
من و هییت
من و تریپ مشکی
من و چهارپایه علم
من و قیمه
من زیر طبل
من روی داربست
من و شماره هایی که گرفتم
:)
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:44
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی بچه هستیم میگن بچه است، نمیفهمه
وقتی نوجوان هستیم میگن نوجوانه، نمیفهمه
وقتی جوان هستیم میگن جوون و خامه، نمیفهمه
وقتی بزرگ میشیم میگن داره پیر میشه، نمیفهمه
وقتی هم پیر هستیم میگن پیره، حالیش نیست، نمیفهمه
فقط وقتی میمیریم میان سر قبرمون و میگن عجب انسان فهمیده ای بود.

ایا ما مرده پرستیم ؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:44
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
.وقتـــــــــــی پسرای لیستمو میبینم که واسه آدمای دیگه لایک میکنن کامنت میزارن اصن ی وضعی میشم:|
حس میکنم دارن بهم خیانت میکنن<img src=(" title=":((" />نکنین لامصــــــبا شما فقط مال منین:D:D.
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:41
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:35
+7
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
حرف هايم درد دارند يا درد هايم حرف ؟

میدانید...


هر کسی در زندگی رسالتی دارد


و من حس می کنم


رسالتم هرگز نوشتن نبوده است!


در این روز ها که واژگانم را دزدیده اند و دهانم را بسته اند


قلم بر دست میگیرم


کاغذ هایم را می چینم رو به رویم


ساعت ها به انها خیره میشوم


بی انکه حتی واژه ای به ذهنم بیاید


کاغذ هایم را مچاله می کنم


و توی سطل زباله می اندازم !


کاغذ هایم من سپیدند !

دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:33
+7
محمد
محمد
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:28
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

همچنان باران



همچنان آرامش چشمان معصومت



همچنان احساس «یک جور عجیبی دوستت دارم»



..



من پر از فریاد خاموشم



رعد و برقی در گلویم خواب می‌بیند



آستینم بندری از ابرهای نابسامان است.



..



لااقل پیغامی از دریا



لااقل احساسی از جنگل



لااقل گاهی برایم بوسه‌ای بنویس.



..



با چه تعبیری مرا مأنوس خواهی شد



با چه تفسیری ترا همسایه باید بود



واژگانم را چه احساسی بیاموزم؟



..



ماه، اهلی کرده مردم را



شهر، از هر چارسو امن است



خواب در پلک من احساس غریبی می‌کند امشب


دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:26
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

و که می دانستی با چه اشتیاقی.....خودم را قسمت می کنم.......


پس چرا زودتر از تکه تکه شدنم......جوابم نکردی؟؟؟


برای خداحافظی خیلی دیر بود ......خیلی......


 


 خداحافظ تو ای همپای شب های غزل خوانی


خداحافظ به پایان آمد این دیدار پنهانی


خداحافظ بدون تو گمان کردی که می مانم؟


خداحافظ بدون من یقین دارم که می مانی.....


دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:24
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ