یافتن پست: #دایی

سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
آخرین ویرایش توسط sin_sin در [1391/01/12 - 21:31]
5 دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 15:45
+9
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
اینقدر که از " جدایی" نادر از سیمین خوشحال شدیم،از "عروسیشون" خوشحال نشدیم
دکتر علی شریعتی{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 13:15
+6
-1
payam65
payam65
در بیکرانه ی زندگی دو چیز است که افسونم میکند:
آبی آسمان که میبینم و میدانم که نیست
و خدایی که نمیبینم ومیدانم که هست.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 23:41
+3
reza
reza
ﺩﯾﺮﯾﺴﺖ ﺩﻟﻢ ﺁﻫﻨﮓ ﺳﻔﺮ ﺩﺍﺭﺩ

ﺍﺯﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﻏﺮﯾﺐ

ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﮑﺪﺭ ﻋﻤﯿﻖ

ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺸﮑﻨﻢ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺷﻬﺮ ﺷﯿﺪﺍﯾﯽ ﺭﺍ

ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻃﻠﻮﻉ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺭﺍ

ﮐﻮﭼﻪ ﺑﺎﻍ ﺫﻫﻨﻢ

ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺑﺎﺩ ﻭﺑﺎﺭﺍﻥ ﻭﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺐ ﺍﺳﺖ

ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻋﻄﺮ ﺍﻗﺎﻗﯽ

ﺷﺎﺩﯼ ﻫﺎﯼ ﺩﻟﻨﺸﯿﻦ ﮐﻮﺩﮐﯽ

ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ!!!!


ﭘﺎﯼ ﮐﺪﺍﻡ ﺩﺭﺧﺖ ﺳﯿﺐ ؟!!

ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺭﺍ

ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ

ﻫﻨﻮﺯ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ؟!!!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 23:21
+3
reza
reza
سلامتی اونی که وقتی تو آغوش میگیریمش؛؛وجودمون میلرزه!!!
نه از ترس یا لذت عشق بازی...
بلکه واسه وحشت از فردایی بدون اون
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 22:56
+3
payam65
payam65
مرد ها در چار چوب عشق٬ به وسعت غیر قابل انکاری نا مردند! برای اثبات کمال نا مردی آنان٬ تنها همین بس که در مقابل قلب ساده و فریب خورده ی یک زن ٬ احساس می کنند مردند. تا وقتی که قلب زن عاشق نشده ٬ پست تر از یک ولگرد٬ عاجز تر از یک فقیر و گدا تر از همه ی گدایان سامره. پوزه بر خاک و دست تمنا به پیشش گدایی میکنند اما وقتی که خیالشان از بابت قلب زن راحت شد ٬ به یک باره یادشان می افتد که خدا مردشان آفرید!!

و آنگاه کمال مردانگی را در نهایت نا مردی جست و جو میکنند
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 18:19
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
چگونه می شود از خدا گرفت


چیزی را که نمی دهد ؟!!


می گویند قسمت نیست ، حکمت است...


من قسمت و حکمت نمی فهمم


تو خدایی ، طاقت را می فهمی …!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 18:10
+2
payam65
payam65
در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد ، آبی آسمان که می بینم و میدانم نیست و خدایی که نمی بینم و میدانم که هست.. ( دکتر علی شریعتی )
.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 01:40
payam65
payam65
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم

گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست ؛

گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم ؛

وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ؛

طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 22:37
+1
مهراوه
مهراوه
اینقدر بدم میاد از استادایی که با صدای بلند درس میدن
آخه صداشون با صدای آهنگی که داری گوش میدی قاطی میشه
3 دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 20:22
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ