payam65
در بیکرانه ی زندگی دو چیز است که افسونم میکند:
آبی آسمان که میبینم و میدانم که نیست
و خدایی که نمیبینم ومیدانم که هست.
reza
ﺩﯾﺮﯾﺴﺖ ﺩﻟﻢ ﺁﻫﻨﮓ ﺳﻔﺮ ﺩﺍﺭﺩ
ﺍﺯﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﻏﺮﯾﺐ
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﮑﺪﺭ ﻋﻤﯿﻖ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺸﮑﻨﻢ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺷﻬﺮ ﺷﯿﺪﺍﯾﯽ ﺭﺍ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻃﻠﻮﻉ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺭﺍ
ﮐﻮﭼﻪ ﺑﺎﻍ ﺫﻫﻨﻢ
ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺑﺎﺩ ﻭﺑﺎﺭﺍﻥ ﻭﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺐ ﺍﺳﺖ
ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻋﻄﺮ ﺍﻗﺎﻗﯽ
ﺷﺎﺩﯼ ﻫﺎﯼ ﺩﻟﻨﺸﯿﻦ ﮐﻮﺩﮐﯽ
ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ!!!!
ﭘﺎﯼ ﮐﺪﺍﻡ ﺩﺭﺧﺖ ﺳﯿﺐ ؟!!
ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺭﺍ
ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ
ﻫﻨﻮﺯ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ؟!!!!
reza
سلامتی اونی که وقتی تو آغوش میگیریمش؛؛وجودمون میلرزه!!!
نه از ترس یا لذت عشق بازی...
بلکه واسه وحشت از فردایی بدون اون
payam65
مرد ها در چار چوب عشق٬ به وسعت غیر قابل انکاری نا مردند! برای اثبات کمال نا مردی آنان٬ تنها همین بس که در مقابل قلب ساده و فریب خورده ی یک زن ٬ احساس می کنند مردند. تا وقتی که قلب زن عاشق نشده ٬ پست تر از یک ولگرد٬ عاجز تر از یک فقیر و گدا تر از همه ی گدایان سامره. پوزه بر خاک و دست تمنا به پیشش گدایی میکنند اما وقتی که خیالشان از بابت قلب زن راحت شد ٬ به یک باره یادشان می افتد که خدا مردشان آفرید!!
و آنگاه کمال مردانگی را در نهایت نا مردی جست و جو میکنند
*elnaz* *
چگونه می شود از خدا گرفت
چیزی را که نمی دهد ؟!!
می گویند قسمت نیست ، حکمت است...
من قسمت و حکمت نمی فهمم
تو خدایی ، طاقت را می فهمی …!
payam65
در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد ، آبی آسمان که می بینم و میدانم نیست و خدایی که نمی بینم و میدانم که هست.. ( دکتر علی شریعتی )
.
payam65
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم
گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست ؛
گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم ؛
وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ؛
طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم
ممنون میشم قالب پستت رو به اون شکلی که در ابتدا گفتیم تغییر بدی.
1391/01/12 - 16:49 ( لايک توسط 1 کاربر )چشم چشم
1391/01/12 - 21:10 ( لايک توسط 2 کاربر )راست میگه اخطار میکنم اگه تغییر ندی حذف میشی!!


1391/01/14 - 15:39 ( لايک توسط 1 کاربر )
1391/01/14 - 15:49 ( لايک توسط 1 کاربر )

1391/01/15 - 15:23