یافتن پست: #در

saman
saman
در CARLO
از لب دریا و ساحل
هرکه یه خاطره داره
اخه دست خیلیا رو
توی دست هم میزاره
دریا حرفی دارم اما
واسه گلایه دیره
از خدا میخوام که
هیچوقت عشقتو ازت نگیره
اما نارفیقی کردی
کردی عشقمو نشونه
باشه اشکالی نداره
ما خدامون مهربونه
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:58
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شماهاهم وقتی بچه بودین مامان باباتون بهتون میگفتن اگه دستتون رو از پنجره ماشین بیرون کنید بعد کامیون رد شه دستتون قطع میشه؟؟ یا فقط پدرمادرمن با روح و روان من بازی می کردن؟؟!
اصن یه وضعی!{-59-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:56
+4
saman
saman
در CARLO
اما عزیز خسته و داغدار من...

با همه اشتیاقم...

بگذار در سودای با تو بودن بمانم

بگذار هیچ جلوه ای از زمین در تصویر عاشقانه و خدایی خیال من نباشد

بگذار در اشتیاق دیدار تو بمانم...

بگذار نفسهایم در آرزوی دیدار تو به شماره افتد...

بگذار همه آن چیزهایی که خدا بی حضور مادی تو

بر من بخشیده است...دست نخورده بماند

بگذار لطافت انتظار را در سینه پر اندوه خود

به تمامی لمس کنم.....

بگذار افقهای خیالم را برای دیدار تو

به نظاره بنشینم....

بگذار خلوتگاه درونم با هاله ای از نور خدایگونه روحت پوشانده شود...

بگذار در حسرت دیدار تو بمانم...

بگذار سوز و گداز سینه ام....پر جوش بماند...

بگذار پر التهاب بمانم....

بگذار همیشه و برای ابد....

دلتنگ تو بمانم...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:55
+4
sasan pool
sasan pool
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:51
+1
saman
saman
در CARLO
امشب دوباره دلم بی صدا شکست
با گریه ای غریب و غمی آشنا شکست
تا کهکشان غرقه شدن در خیال تو
پرواز کرد و چون مرغی رها شکست
یک عمر من شکستم و با درد ساختم
اما کسی نگفت چرا بینوا شکست
ماندم میان موج غریبی ز اشک و آه
کشتی صبرم از ستم ناخدا شکست
امشب ستاره ها پی دلداری آمدند
اما ز داغ من دلشان تا خدا شکست
باز به داد دلم رسی ای کاش
امشب دوباره دلم بی صدا شکست{-59-}
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:46
+5
saman
saman
در CARLO
باز عشقم زدشبیخون ای عجب

گوچه می خواهی زمن این نصف شب

عشق ای آتش زن دنیاودین

ما دگرهستیم خاکسترنشین

عشق ای پرورده دامان من

بیش ازاین برآتشم دامن مزن

عشق ای بیچاره سازه چاره سوز

قصدجان ناتوان داری هنوز؟

عشق ای بیداد را بنیاد نه

عشق ای بنیادرابرباده ده

عشق ای همسایه آوارگی

عشق ای سرمایه بیچارگی

عشق ای زندان تاریک بلا

عشق ای زنجیر پای مبتلا

عشق ای دریای طوفان زای غم

عشق ای وحشت فزا قعرعدم

راحت ازبارغم دل کن مرا

یا بکش یکباره یاول کن مرا...



عاشق آری سعی بی حاصل کند

عشق سعی آدمی باطل کند
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:42
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
██░░░سیگار
██░░░تعارف ، آتش...

██░░░وچه تلخ بود قهوه ات وقتی قهر کردی...
██░░░تو راست میگفتی
██░░░تو همیشه صادقی
██░░░من افکارم کهنه شده است
██░░░تو در وزن تجدد اشعار امروزی
██░░░من از عصر دوم یخبندان...

██░░░تو زیبا که میشوی چشمانت پر از برف میشود
██░░░من اما گریه که میکنم زیباترین مرد دنیا...

██░░░تو همیشه درست می گویی...

██░░░██░░░██░░░██░░░██شاعر که چای نمی خورد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:42
+2
saman
saman
در CARLO
ای نوری که سیاهی قلبم را زدودی و به نور عشق روشن نمودی


روزی که چشمانم تورا دید تنها روزی بود که حکمت دیدن را


در یافتم و روزی که رفتی حکمت گریستن را


اما ندیدی که چگونه بی تو اشکهایم می بارید و وقتی چهره ات


را برگرداندی مرا بی اشک دیدی گمان بردی که من سنگم


باشد که عاشقت باشم چرا که عاشقت هستم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:38
+4
NeDa
NeDa
@mohammadmahdi
با “هیچکس نبودن” بهتر است از حضور اشتباه در کنار کسی بودن …
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:37
+3
alifabregas
alifabregas
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:36
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ