یافتن پست: #در

ronak
ronak
در Romantic
ﭼﻪ ﺭﺳﻢ ﺟﺎﻟﺒﯽ ﺍﺳﺖ ﻣﺤﺒﺘﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﺍﺣﺘﯿﺎﺟﺖ ... ﺻﺪﺍﻗﺘﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﺳﺎﺩﮔﯿﺖ ﺳﮑﻮﺗﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﻧﻔﻬﻤﯿﺖ ... ﻧﮕﺮﺍﻧﯿﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿت ﻭ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯾﺖ ﺭﺍ ﭘﺎﯼ ﺑﯽ ﮐﺴﯿﺖ ﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﻭﺭﺕ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻦ ﻫﺎﯾﯽ ﻭ بی ﮑﺲ ﻭ ﻣﺤﺘﺎﺝ..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 18:41
+6
ronak
ronak
در Romantic
هر روز صبح واقعیت را جا می‌گذاریم پشت در اتاق گریم و فكر مي كنيم به انتخاب ماسك ها از بس که آدم‌ها واقعی بودن‌مان را دوست ندارند...!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 18:36
+6
ronak
ronak
در Romantic
"سكوت" سرشار ازسخنان ناگفته است ازحركات ناكرده اعتراف به عشق هاى نهان.... وشگفتى هاى برزبان نیامده! دراین "سكوت" حقیقتى نهفته است حقیقت من.... و تو....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 18:29
+7
ronak
ronak
در Romantic
صدای چک چک اشکهایت را از پشت دیوار زمان می شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی ، ای شکوه بی پایان ، ای طنین دل انگیز ، من می شنوم ، به آسمان بگو که من می شکنم هرآنچه که تو را شکسته و می شنوم هرآنچه در سکوت تو نهفته !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 18:22
+5
ronak
ronak
در Romantic
کاش غرورم را که در پستوی سادگی ام پنهان بود می یافتی ، اما تو این سادگی را بهانه ای قرار دادی برای درهم شکستن من .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 18:21
+5
ronak
ronak
در Romantic
آهنگ غم انگیز شب را نمی شنوی ؟ چگونه دستان باد مرا نشان می دهد طبیعت برای صدای من سكوت كرده و از تو میخواهد گوش هایت را برای شنیدن بهتر به او وام دهی چه داستان اسفناكی بگویم امشب ... چه ترا‍ژدی كهنه ای ... در بستر رزهای سیاه و زخم دستان من در زیر نور ماه ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 18:07
+4
ronak
ronak
در Romantic
خداوندا ، تو گفتی که در قلب شکسته خانه داری شکسته قلب من ، جانا به عهد خود وفا کن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 18:05
+4
رضا
رضا
هنوز تمام پنجره ها را به نام تو باز می کنم هنوز باران را تلنگر انگشت های تو می دانم بر ذهن مه گرفته ام هنوز خش خش برگ ها را به پای قدم های تو می نویسم ! هنوز باد که خودش را به در می کوبد از جا می پرم : آمدم ! آمدم ! و تمام درها ، به هوای تو باز می شوند ! تا زمزمه کند....!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 18:04
+3
ronak
ronak
در Romantic
رد پاهایم را پاک می کنم به کسی نگویید من روزی در این دنیا بودم. خدایا! می شود استعـــــفا دهم؟! کم آورده ام ...!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 17:59
+5
ronak
ronak
در Romantic
چقدر بغض کردم .کنارم نبودی! هزار بار دلم خواست ببارم نبودی نبودی ببینی چقدر سوت و کورم چقدر بیقرارم.چقدر بی عبورم... {-38-}{-60-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 17:56
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ