رضا
برای عشق تو باید چه کار می کردم چگونه باز دلت را شکار می کردم چگونه از تب گرم نگاه گیرایت به کنج سرد غرورم فرار می کردم اگر خدا نفس ات را به روح من می داد تمام سال هوا را بهار می کردم چه می شد آه همان شب یواشکی خود را درون پیرهنت استتار می کردم تپش تپش ضربان دلت به من می خورد کنار تو به خودم افتخار می کردم اگر که شعر مجال نفس کشید داشت تو را برای ابد ماندگار میکردم
رضا
فیلم یعنی رنگ ظلمت روی بوم
سعی در تشویش اذهان عموم
بحث ما البته دوغ و ماست نیست
غصه ی این فیلم گرچه راست نیست
در زمانی دور تر از ماد ها
در نزاعی سخت با جلاد ها
عده ای رفتند حج حاجی شدند
عده ای ماندند و اخراجی شدند
محمد حسین هذبی
پسره میگه من عاشقتم میخوام باهات ازدواج کنم. دختر: خونه داری؟ نه... دختر حرفشو قطع میکنه: بی ام و داری؟ ... نه... ... ... ... ... چقدر حقوق میگیری؟ پسر: حقوق ندارم آخه... دختر: برو گمشو چی فکر کردی به من پیشنهاد دادی؟ و میره پسر با خودش می گه: من چندتا ویلا دارم خونه واسه چی؟ یه پورشه با بنز دارم بی ام و دوست ندارم. چجوری حقوق بگیرم وقتی خودم مدیر شرکتم؟ و اینگونه بود که پسر رفت و دختر تـــــُـــرشید
Pedram
یکرنگ بمان ، حتی اگر در دنیایى زندگی می کنی که مردمش براى پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند . . .
Pedram
مادربزرگ میگفت : خدا همه چیز را در یک روز خلق نکرده، ولی امان از این آدمیزاد که می خواد همه چیز رو یک روزه بدست بیاره و داشته باشه ...
Pedram
آیا میدانید که دلفینها آنقدر باهوشند که در طی چند هفته میتوانند انسانها !!! را طوری تربیت کنند تا روی لبه استخر بایستند و برای آنها ماهی پرت کنند؟.
Pedram
احساس تو چون طراوت باران است بر زخم شکوفه های گل درمان است هر وقت که در هوای تو می چرخم انگار نفس کشیدنم آسان است