یافتن پست: #در

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بچه خواهرم ۶ سالشه خورده بود زمین گفتم بیا بوسش کنم خوب شه ، برگشته میگه : نمیخوام؛ توی زندگی زخم هایى هست که فقط یه نفر خاص باید بوسش کنه تا خوب بشه !!! من سن این بودم تو یخچال دنبال اون یارویی میگشتم که وقتی در یخچالو میبندیم لامپشو خاموش میکنه!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 17:14
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت هزار فتنه و آشوب در جهان انداخت
فریب زلف تو با عاشقان چه شعبده ساخت؟ که هر که جان و دلی داشت در میان انداخت
دلم، که در سر زلف تو شد، توان گه گه ز آفتاب رخت سایه‌ای بر آن انداخت
رخ تو در خور چشم من است، لیک چه سود که پرده از رخ تو برنمی‌توان انداخت
حلاوت لب تو، دوش، یاد می‌کردم بسا شکر که در آن لحظه در دهان انداخت
من از وصال تو دل برگرفته بودم، لیک زبان لطف توام باز در گمان انداخت
قبول تو دگران را به صدر وصل نشاند دل شکسته‌ی ما را بر آستان انداخت
چه قدر دارد، جانا، دلی؟ توان هردم بر آستان درت صدهزار جان انداخت
دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 16:57
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﺗﻠﻮﺯﯾﻮﻥ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﻩ 7-6 ﺗﺎ ﭘﺴﺮ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ
ﺧﺎﻟﯽ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻥ ﯾﻬﻮﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﺷﺮﮐﺖ ﺗﻦ ﺗﺎﮎ
ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺩﺭﺍﺯ ﻧﺸﺴﺖ ﻣﯿﺎﺭﻩ
ﻫﻤﻪﺑﺎ ﻫﻢ ﺧﻮﺵ ﻭ ﺧﺮﻡ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺩﺭﺍﺯ ﻧﺸﺴﺖ ﺭﻓﺘﻦ ....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺑﻨﺪﻩ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﻢ!!
آخه پسرا اصن یه همچین چیزی امکان داره ... O,o

دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 16:56
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﺑـﻪ ﺳـﻼﻣﺘﯽ
ﺍﻭﻥ ﭘﺴـﺮﯼ ﮐـﻪ ﻭﻗﺘـﯽ ﻧﺼـﻔﻪ ﺷـﺐ ﺗـﻮ ﮐﻮﭼـﻪ ﺗـﺎﺭﯾﮏ، ﺩﯾـﺪ
ﯾـﻪ
ﺩﺧـﺘﺮ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﺭﻭﺑـﺮﻭﺵ ﻣﯿـﺎﺩ، ﻣﺮﺩﻭﻧﮕـﯿﺶ ﺭﻭ ﯾـﺎﺩﺵ ﻧﺮﻓـﺖ

ﺳـﺮﺷﻮ ﺑﺎﻻ ﮔـﺮﻓﺖ ﻭ ﭼـﻨﺎﻥ ﮔﻔـﺖ : ﭘﺨﺨﺨﺨﺨﺦ ! ﮐﻪ ﺩﺧـﺘﺮﻩ ﺍﺯ
ﺗﺮﺱ شوکه شد ﺑﻌـﺪﺵ ﺩﺭﺟـﺎ ﺳـﮑﺘﻪ ﮐـﺮﺩ !
ﻭﺍﻻ ﺑﺨـﺪﺍ ﺍﺻـﻦ ﭼـﻪ ﻣـﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﯾـﻪ ﺩﺧـﺘﺮ ﺗﺎ ﻧﺼـﻔﻪ ﺷـﺐ ﺗﻮ
ﮐـﻮﭼـﻪﻫﺎ
ﭘﺮﺳـﻪ ﺑﺰﻧـﻪ

دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 16:42
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یا الله

صاحب خونه

کسی اینجا هست؟
سلاااااااااااااااااااااااااااااااام
3 دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 16:17
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 10:17
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 10:04
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
« خوشبختی » در زندگی من




مثال آن توپ قلقلی است که چنان زمینش زدند




که چند سال است پایین نیامده




و فقط خدا میداند ، کجا افتاده است و کی می آید ...
دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 09:54
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
4 دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 09:50
+3
be to che???!!
be to che???!!

داشتم نهار درست می کردم، یه لحظه خم شدم،موهام سوخت... به مامانم می گم :آخ! موهام سوخت. می گه :آره، یه لحظه دیدم بوی کله پاچه گوسفند میاد...من و میگی :)))))


مامانم<img src=(" title=":((" />(((


گوسفند :|

1 دیدگاه  •   •   •  1393/01/23 - 21:26
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ