یافتن پست: #دست

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یک چشمش اشک بود، یک چشمش خون

یک ماه بود که بخاطر نداشتن ماشین شاسی بلند با شوهرش قهر بود.

از پنجره اتاق بیرون را نگاه کرد

زنی با هیجان برای شوهرش دست تکان داد و با سرعت به سمت او رفت.

هردو با شادی به هم لبخند زدند و سوار موتور شدند و رفتند.
دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 21:14
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 21:11
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 20:30
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 20:12
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 20:09
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 18:19
+4
alireza
alireza
این بار که که امدی دستت را  بزار روی قلبم تا که بفهمی قلبم با دیدنت نمیتپد میلرزد
دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 17:43
+7
hamed noori
hamed noori
يک دوست واقعي کسي هست که وقتي زمين ميخوري، مياد و دستت رو ميگيره و از زمين بلندت ميکنه البته بعد از اينکه خنديدنش تموم شد
دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 17:15
+6
hamed noori
hamed noori
مـــــــورد دیده شده طــرف با دست راستش زنجیر میزده :|
با دست چپش اس م اس میداده عشـــــــقـــم منو دیدی ؟؟! :|
دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 16:25
+9
زهرا
زهرا

به سلامتی که نه اما شادی روح اونایی که یادشون همیشه با ماس و دستشون از دنیا کوتاس 

دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 16:10
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ