♥ نگار ♥
یکی از ترسناک ترین چیزا اینِه که دست بکشی رو جیبت،
ولی قلمبگی گوشیت رو حس نکنی …
حتی داشتیم مواردی که باعث سکته ناقص و حتی مرگ قلبی شده !
به اون دکمه وولوم کم قسم
اگر بخوام دروغ بگم گوشیم بیافته تو توالد
♥ نگار ♥
زن با عصبانیت پای تلفن : “این موقع شب کدوم گوری هستی تو؟!”
مرد : “عزیزم ، اون فروشگاه طلافروشی رو یادته
که از یه انگشتر الماس نشان ش خوشت اومده بود و گفتی برات بخرم
اما من اون روز پول نداشتم ولی بهت گفتم که روزی حتما این انگشتر مال تو میشه عزیزم…؟! “
زن با صدای ملایم و خوشحالی بسیار : ” بله عشقم…”
مرد : “من تو رستوران بغل دستیش دارم شام میخورم!
♥ نگار ♥
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام
من اومدی
دس دس دس
سوت سووووووووووووووووووووت
هووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووورا
دستا شله ها
♥ نگار ♥
زن دلشکسته ساپورت قرمز میپوشه به شوهرش میگه
خوشکل شدم ؟
دلشکسته میگه
خدا نكشتت بلقیس ، عین انبردست شدی !