یافتن پست: #دست

ali rad
ali rad
وقتی از دست دادن عادت میشود.... دیگر بدست آوردن هم آرزو نمیشود....!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 18:59
+4
ronak
ronak
گفتم خدایا از همه دلگیرم. گفت حتی من؟
گفتم نگران روزیم.گفت آن با من!
گفتم خیلی تنهایم. گفت تنها تر از من؟
گفتم درون قلبم خالی است. گفت پرش کن از عشق من!
گفتم دست نیاز دارم.گفت بگیر دست من!
گفتم از تو خیلی دورم. گفت من از تو نه!
گفتم آخر چگونه آرام گیرم؟گفت با یاد من!
گفتم با این همه مشکل چه کنم؟گفت توکل به من!
گفتم هیچ کس کنارم نمانده. گفت به جز من!
گفتم خدایا چقدر میگویی من!
گفت چون من از تو هستم و تو از من!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 17:51
+6
مهسا
مهسا
یه آدمایی هستن که همیشه با حوصله جواب اس ام اساتو میدن...
هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ میگن خوبم..
وقتی میبینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا میگرده,
راهشون رو کج میکنن از یه طرف دیگه میرن که اون نپره...
...
همینایی که تو سرما اگه یخ ام بزنن, دستتو ول نمیکنن بزارن تو جیبشون...
اونایی که تو تلفن یهویی ساکت میشن
اینایی که همیشه میخندن
اینایی که تو چله زمستون پیشنهاد بستنی خوردن میدن
همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن
اینا فرشته هستن.....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 17:01
+3
maryam
maryam
بـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد ... بـرای دستـی کـه نـگـرفـتم بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم بـرای بـوسـه ای کـه نـبــود بـرای دوسـتـت دارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــد بــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت مــرا بـبـخـش ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:44
+3
ronak
ronak
آه خداي بيداري هاي هميشگي...
باز تنهايم
باز مي لرزد پاي دل
باز لرزان است دست احساس
باز خواب آلودست کودک اشتياق ...
باز کفشهاي آهنين اراده ام تسليم زنگار خستگي هاست
باز افتاد جام بلور اتفاق ...و شکست ...
باز من ماندم و راهي بي عبور
چگونه قدم بگذارم بر تکه هاي شکسته ي دلم ...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 15:51
+5
saman
saman
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 15:42
+5
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
گرما یعنی...!

نفس های تو ، دست های تو ، آغوش تو...!

من به خورشید ایمان ندارم !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 15:36
+2
mah3a
mah3a
حمید لولایی در کنسرت بابک جهان بخش :)
دلش جوونه ولی بیچاره هنوز تو اون نقش خشایار مونده، اون لرزش دستاش رو هنوز داره.
بزن لایکو به افتخارش
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 15:32
+7
mah3a
mah3a
آخر نفهميديم ما زندگي کرديم يا زندگي مارا.....

احساسه تنهايي کرديم يا احساسه تنهايي مارا ..!!!!
والا به خدا..!!! :|
7 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 15:29
+7
مهسا
مهسا
در خیابان دختر ها گوشی بدست
پسرها گوشواره به گوش . . . !

مادرها جلوی ماهواره بدنبال مد روز
پدرها در پی خرید سهامی پرسود
مادربزرگها پدربزرگها خفته در آسایشگاه سالمندان
و ما . . .
در پی بوی انسانیت به هر چیز و هر کس پارس می کنیم . . .!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 15:23
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ