ali rad
وقتی از دست دادن عادت میشود.... دیگر بدست آوردن هم آرزو نمیشود....!!
ronak
گفتم خدایا از همه دلگیرم. گفت حتی من؟
گفتم نگران روزیم.گفت آن با من!
گفتم خیلی تنهایم. گفت تنها تر از من؟
گفتم درون قلبم خالی است. گفت پرش کن از عشق من!
گفتم دست نیاز دارم.گفت بگیر دست من!
گفتم از تو خیلی دورم. گفت من از تو نه!
گفتم آخر چگونه آرام گیرم؟گفت با یاد من!
گفتم با این همه مشکل چه کنم؟گفت توکل به من!
گفتم هیچ کس کنارم نمانده. گفت به جز من!
گفتم خدایا چقدر میگویی من!
گفت چون من از تو هستم و تو از من!
maryam
بـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد ... بـرای دستـی کـه نـگـرفـتم بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم بـرای بـوسـه ای کـه نـبــود بـرای دوسـتـت دارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــد بــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت مــرا بـبـخـش ...
ronak
آه خداي بيداري هاي هميشگي...
باز تنهايم
باز مي لرزد پاي دل
باز لرزان است دست احساس
باز خواب آلودست کودک اشتياق ...
باز کفشهاي آهنين اراده ام تسليم زنگار خستگي هاست
باز افتاد جام بلور اتفاق ...و شکست ...
باز من ماندم و راهي بي عبور
چگونه قدم بگذارم بر تکه هاي شکسته ي دلم ...!
علـــــــــــــــــی
گرما یعنی...!
نفس های تو ، دست های تو ، آغوش تو...!
من به خورشید ایمان ندارم !!!