یافتن پست: #دست

دوستی
در ضمیرت اگر این گُل ندمیدست هنوز،
عطر جان پرور عشق
گر به صحرای نهادت نوزیده است هنوز
دانه ها را باید از نو کاشت.
آب و خورشید و نسیمش را از مایۀ جان
خرج می باید کرد.
رنج می باید برد،
دوست می باید داشت!
با نگاهی که در آن شوق برآرد فریاد
با سلامی که در آن نور ببارد لبخند
دست یکدیگر را
بفشاریم به مهر
جام دلهامان را
مالامال از یاری، غمخواری
بسپاریم به هم
بسراییم به آواز بلند:
شادی روی تو!
ای دیده به دیدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
تازه، عطرافشان، گلباران باد.


(فریدون [!])
آخرین ویرایش توسط hajivandian در [1390/12/27 - 10:36]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 10:06
+5
Alireza
Alireza
یه مَثَل ایرانی هست که میگه

عمر دست خداست، پراید وسیله است!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 10:03
+5
Alireza
Alireza
قوانین فوتبال دیدن:

اگه همه ی بازی رو ببینین ، ۰-۰ میشه!

اگه بازی رو نبینی ، بالای ۲ گل داره

اگه وسطش بری دستشویی ، همون لحظه گل میزنن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 09:44
+5
hadith
hadith
من آن مجنون تنهای غریبم
که از سهم دودستت بی نصیبم
به دل گفتم که روزی خواهی امد
ولی دل میداند اورا می فریبم …
شبتون قشنگ...{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 02:11
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
دروغ دختر ها: تو برام مثل داداشي = يعني جلو تر نيا - من تو رو اندازه داداشم دوست دارم=چون حالم از داداشم به هم مي خوره - از دست من ناراحتي=هستي كه باش به من چه - من حالم بده = يعني بايد ببريم كافي شاپ و كلي چيز برام بخري - من فقط با تو حرف مي زنم = با بقيه مي خندم - من هميشه پيشت مي مونم = مخصوصا وقتي كه كميته..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 01:03
+2
مهسا
مهسا
تو ویترین زندگی به عروســکی نگاه نکن که مال تو نیست ،
چــــــــــون
اون فقط وســـــــوسه ات میکنه
تا اونی رو که داری از دست بدی

مال تو همیشه برای تو بهترینه یادت نره
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 00:52
+6
benyamin
benyamin
هوايت دستان سنگيني داشت وقتي به سرم زد فهميدم...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 00:30
+4
mah3a
mah3a
یه روز یه آبادانیه رو از زیر آوار زلزله در میارن می‌بینن موبایلش دستشه. یارو یه نگا به ملت میکنه میگه ویبراتور رو حال کردین
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 00:04
+5
mah3a
mah3a
دلم می خواست برای یکباربرای یکبارهم که شده دستهای
مهربانت رابه امانت برروی شانه هایم بگذاری تا گرمی داشتن
تکیه گاهی مهربان راحس کنم
صدای قدم هایت راکه میشنوم تمام صداهادرنظرم بی معنا
جلوه می کنند
ای بهترین تمام لحظاتم درسکوت روزهای زندگی ام ودرتاریکی
شبهای بی کسی ام ازتوسخن می گویم تمام لحظات دلتنگی ام
بهانه ی تورامیگیرند
برای امدنت لحظه ها نیز لحظه شماری میکنند وبرای دیدن
دوباره ات تمام دیده ها بی تابی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 23:51
+5
نیوشا
نیوشا
گفتمش دل ميخري ؟
پرسيد چند؟
گفتمش دل مال تو تنها بخند
خنده اي کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز امدم او رفته بود
دل زدستش روي خاک افتاده بود
جاي پايش روي دل جا مانده بود
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 21:48
+12

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ