یافتن پست: #دست

☺SAEED☻
☺SAEED☻
هــرزه می نامی
دخــتری را
که تـار مـويی بيـرون روسـری دارد
يا سـيگاری به دست
يا دست عاشقی... در دست
ولی مـن
هـرزه تـو را می خوانم
کـه هـر سخن بی اساسی
با ذهـن ات همـبسـتر می شود
و افکــاری اين چنين
حـرام زاده
در دامـنـت می پـرورانـد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 20:43
+10
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
گفت از حادثه ای لبریزم، من پر از فریادم، در درونم غوغاست، گفتم این حال تو را می فهمم، دستشویی آنجاست!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 20:26
+6
mah3a
mah3a
+....
.
۳۱٫گرانترین [!] جهان ، [!] ۱۰ میلیون دلاری نام دارد این عمل توسط یک تاجرو یک هنر پیشه عربی انجام گرفته است . این خانم ۲۰ ساله برای برداشتن بکارت خود ۶ میلیون دلار از این مرد دریافت کرده و خود را به مدت یک روز به دست این مرد سپرده...
.
.
.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 19:44
+6
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
.:: آدمک آخر دنیاست بخند ، آدمک مرگ همین جاست بخند ، دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند ، آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند ، آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل من تو تنهاست بخند!
14 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 19:36
+7
☺SAEED☻
☺SAEED☻
گـاهــــــــی بــه خـــــــــــــاطـرش
مــــــــــانـدن را تـحـمـــــــل کــــن
رفتن از دست "همـــه" برمی آید ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 19:07
+8
mah3a
mah3a
تو میخندی.حواست نیست من آروم میمیرم تو می رقصیو من عاشق شدن رو یاد می گیرم

چه جذابی چه گیرایی

چه بی منطق به چشمات میشه عادت کرد توی دستای تو باید به سیگارم حسادت کرد

منو پک میزنی آروم خرابم می کنی از سر رژ لب روی ته سیگار تن من زیر خاکستر

منو پک میزنی آروم خرابم می کنی از سر رژ لب روی ته سیگار تن من زیر خاکستر

تنم میلرزه و میری حواست نیست هوامو کام می گیری حواست نیست

حواسم هست و میمیرم حواست نیست کنارت اوج می گیرم حواست نیست

تنم میلرزه و میری حواست نیست هوامو کام می گیری حواست نیست

حواسم هست و میمیرم حواست نیست کنارت اوج می گیرم حواست نیست

حواست نیست……………
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 18:44
+5
sasan pool
sasan pool
از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست


من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز

بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست


غمدیده ترین عابر این خاک منم من

جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست


در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا

مانند کویری که در آن قافله ای نیست


می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس

در دسترس هیچکسی حوصله ای نیست


شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد

هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 18:32
+2
tamanna
tamanna
خيلي عصبانيم چلا جواب پيامامارووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو نميدين نزديك يه چوب بگيرم دستم بزنمتون وا يعني چي{-9-}{-13-}{-34-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 18:06
+11
Alireza
Alireza
ادبیات واژه زن در تاریخچه تمدن بشریت (طنز)

زنبق: در کتیبه های تخت جمشید به صورت زنبوق به کاربرده شده است – زن بوق – زن نفهم.

زنبور: در مصر باستان به زنی که دارای موهای بور و طلایی بوده با نام زنبور یاد شده است.

زنبیل: نیروی امنیتی اجتماعات زنانه – زنی که با بیل دفاع می کند – زن بیل به دست – گاهی در معانی زن کشاورز نیز آمده است.

زنجان: زن خوب – زن نایاب – سرور – همان زن است به شیوه صمیمانه – چیزی که همه مردها مجبورند بگویند.

زنجیر: زنی که مثل جیرجیرک همیشه صدا میکند – زن جیرجیرک صفت.

زنخدان (به فتح ز): زن خندان – زنی که همیشه و در همه حال می خندد.

زندان (به فتح ز): محل اجتماعات بانوان (محل تجمع جنس مؤنث) – عموماً ردیف اول کلاس.

زندان بان (به فتح ز): مرد جاهل – مردی که از زنان دانا مراقبت می کند.

زندانی (به فتح ز): (زن + دانی) زن دانا – به دلیل کمبود این نسل از زن اطلاعات زیادی از آن نداریم.

زنگوله: زنی که به راحتی گول میخورد – یا زنی که به راحتی مردی را گول می زند.

زننده: زن یک دنده – زن لجباز – زنی که روی حرف خود پافشاری می کند.

زنهار: زن حار – زن وحشی – زن زبون نفهم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:12
+6
ramin
ramin
خداوندا زیباترین لحظه هارا نصیب مادرم کن
که زیباترین لحظه هایش را به خاطر من از دست داده است...
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 16:27
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ