یافتن پست: #دست

مهسا
مهسا
هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق ، کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/29 - 16:04
+7
حمید
حمید
در SMS
ازدواج يــعني از دست دادن توجه تعداد کثيــري از افراد

و بدست آوردن بي توجهي يــک فرد !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/29 - 15:36
+2
مهسا
مهسا
عشق مثله گنجشك ميمونه اگه محكم بگيريش ميميره اگه شل بگيريش ميپره.پس بايد طوري بگيريش كه تو دستات خوابش ببره
دیدگاه  •   •   •  1390/11/29 - 15:25
+7
مهسا
مهسا
کاش می شد که شعار جای خود را به شعوری می داد تا چراغی گردد دست اندیشه مان . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/29 - 15:24
+7
حمید
حمید
در SMS
بهتــرین دوســت، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیم تان می کند و خـــوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.{-23-}{-25-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/29 - 15:22
+2
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
با اینکه ازم دوری اما هر وقت دستمو میزارم رو قلبم ، میبینم سر جاتی !

{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/29 - 14:45
+1
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
تلفن همراه پيرمردى
كه توى اتوبوس
كنارم نشسته بود
زنگ خورد...
پيرمرد به زحمت تلفن
... را با دستهاى لرزان از
جيبش درآورد، هرچه
تلفن را در مقابل
صورتش عقب و جلو
كرد نتوانست اسم
تماس گيرنده را
بخواند...
رو به من كرد و گفت،
ببخشيد ، چه نوشته؟
گفتم نوشته،
"همه چيزم"
پيرمرد: الو، سلام عزيزم...
يهو دستش را
جلوى تلفن گرفت و
با صداى آرام و
لبخندى زيبا و قديمى
به من گفت،
همسرم است..{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/29 - 13:42
+4
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
هرگز درباره چیزی نگو [ آن را ] از دست داده ام، بلکه فقط بگو آن را پس داده ام{-27-}{-27-}{-27-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/29 - 12:15
+2
مهسا
مهسا
تو عاشق کسی هستی که در جواب شنیدی: ما فقط دوستای معمولی هستیم من عاشق تو هستم ولی جوابم این است : ما فقط دوستای معمولی هستیم کسی عاشق من است که به او میگویم : ما فقط دوستای معمولی هستیم حق با کیست ؟ من ؟!! تو؟!! او ؟!! چرا همه چیز در این دنیا دست نیافتنیست؟!! چه کسی میداند پایان این زنجیر عشقهای یکطرفه به کجا ختم میشود؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/29 - 02:27
+5
مهسا
مهسا
دختــــــری پشت یه هزار تومانی نوشتــــــه بود: پدر معتــــــادم برای همین پولی که پیش توست یک شب مــــــرا به دست صاحب خانه مان سپــــــرد! خدایــــــا چقدر می گیری؟؟ چقــــــدر مــــــی گیــری؟؟ که بگــــــذاری شب اول قبر، قبل از ایــــــنکه تو ازم سوال کنی، من ازت بپرسم چــــــــــــــــــرا...!!؟؟{-38-}{-38-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/29 - 02:26
+3
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ