یافتن پست: #دست

رضا
رضا
لباس هایت، کفش هایت... همه را نو کرده اي... اما دلت؟ دیروز که باد، روسریت را...کمی عقب می داد، دستانت مستِ کدام دست بود، که...؟!؟! دیروزِ امروزي که فردایش نوروز بود... ...ماهیِ عیدِ نیامده ات مرد همه گفتند که مرد، فقط شمعدانی خانۀ همسایه فریاد زد که: نه...او نمرد...دق کرد... از تَنگیِ تُنگش... از بی مهري تو... از خودخواهی تو... اما این خبر تازه اي نبود...! سالهاست که ماهی ها براي حول حالناي محالِ تو می میرند ، و تو هنوز هم به فکرِ اَحسن الحالِ خود، دنیاي مرا سیاه می کنی... اما امسال تکرارِ هنوزهایم.... هنوزهایت...محو میشود! امسال همۀ ماهی ها آرزو کردند که تو، به آرزویت برسی... شاید با مرگِ من مجال زندگی یابند... شاید...شاید...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 12:55
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
پلیس
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 04:57
+5
mohsen
mohsen
ارزش يک سال را دانش آموزي که مردود شده مي داند. ارزش يک ماه را مادري که فرزندي نارس به دنيا آورده مي داند. ارزش يک هفته را سردبير يک هفته نامه مي داند. ارزش يک دقيقه را شخصي که از قطار جا مانده. و ارزش يک ثانيه را آنکه از تصادفي مرگبار جان بدر برده مي داند. هر لحظه گنج بزرگي است، گنجتان را مفت از دست ندهيد! باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر هيچکس منتظر نمي ماند. ديروز به تاريخ پيوست، فردا معماست، و امروز هديه است
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 04:51
+3
mina_z
mina_z
دیشب تو خواب دیدم با آنجلينا جولي دارم دست میدم ، خوابم فيلتر شد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 04:49
+6
-1
پاراگلایدر
پاراگلایدر
لذتی که میخواهم امروز بگویم ربطی به هنر ندارد. تازگیها یک لذتی را کشف کرده ام که برایم خیلی تازگی دارد. آنقدر شیرین و دلنشین است که نمی توانم لحظه ای فراموشش کنم. آنچنان دوستش دارم که حاضر نیستم هیچ جور ازش دور شوم.... تازگیها ، توانسته ام دقیقا خود خودم باشم. بی پرده و عریان. درون و برونم را بی هیچ ترس و حساب گری آشکار کنم. لذت بزرگی است. از آن لذتهاست که وقتی چشیدیش تازه می فهمی چه از دست داده بودی تا به حال ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 02:42
+9
مهسا
مهسا
دلــــم مـــی خـــواد وقتـــی پیر شـــدم و دختـــرم ازم پــــرسید عـــشقت کـــی بــــود،؟ بتونــــم بــــا دستــــم بــــه اتــــاق اشاره کنــــم و بــــگم : اونـــجا نشسته..{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 02:21
+5
مهسا
مهسا
دستانت را به من بده ؛ بیا دوباره بازی کنیم ... دل ببـــــر ... کباب بیــــار
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 02:10
+6
مهسا
مهسا
دستــــــ های خیالـــــــــم به دامنت آلودستــــــــــ هر شب از خواب تو گل می چینـــــــد و بیداری مـــــــن لهجــــــــۀ عطر تو را می گیـــــــرد . . . !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 02:07
+1
مهسا
مهسا
به دلتنگی هایمـــ دست نزن می شكند بغضــمـــــ یك وقت !! آنگاه غرقـــــ می شوی در سیلابـــــ اشكهایی كه بهانه ی روانــــــ شدنش هستی !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 00:48
+2
رضا
رضا
دستانم را ببين چشمان ترم را ببين ببين سكوتم چه حرفهايي را تحمل مي كند ! به خاطر تو ... نامت را هر روز زمزمه مي كنم مبادا يادم رود كه روزي ... زماني ... عاشقت بودم !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 18:57
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ