یافتن پست: #دست

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دیشب به مامانم میگم چسب زخم بده میگه مگه دستتو ب[!]؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ زخم معده دارم واسه اون میخوام بلکه خوب بشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:28
+1
مهسا
مهسا
شریکم با تو در این درد/منم مثل تو غم دارم منم محتاج لبخندم/منم دستاتو کم دارم از این بازی طولانی/منم مثل تو دل گیرم منم با عشق درگیرم...منم بی عشق میمیرم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:28
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم تو پارک دارم کتاب مبخونم..پسره اومده نشسته بقل دستم میگه خانومی اومدی کتاب میخونی؟ پـَـــ نــه پـَـــ اومدم دنبال شوهر
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:21
مهسا
مهسا
اے کـآش مـے تـَوانـستَمـ دست ِ اتـفآق رآ بگـیرمـ ک ِ نـیفـتَد . . تـ ـنـ ـهـ ـايـ ـي چـ ـه لـ ـذّتـ ـي داره! ... بـ ـاور نـ ـمـ ـي كـ ـنـ ـي؟ ... از خـ ـدا بـ ـپـ ـرس
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:54
+2
مهسا
مهسا
دلــــــــِ من را به دست آوردی و سوارش کردی به روی تیروکمانت و بعد هم زدی به گنجشک های روی درخت باغچه ... باور کن جنسش از سنگ نبود.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:45
+1
مهسا
مهسا
می بخشم کسانی را که هر چه خواستند با من ، با دلم ، با احساسم کردند و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم ، پروردگارا. به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:36
+3
مهسا
مهسا
پایان راه کاملاً پیداست! می دهم قابش کنند کنایه هایت را به رسم یادگاری. و به همان دیوار میاویزمش! جای همان دستخط تماشائی……
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:31
+3
رضا
رضا
دستانی سرد و چشمانی تب دار از اشک
از تکرار قسمت ،خسته است یک دل
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:19
+2
مهسا
مهسا
تا آمدیم در دنیا " کیف مان " را بکنیم، " کیف مان " را به دست مان دادند و گفتند: زنگ تفریح تمام شد...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:06
+4
sasan pool
sasan pool
دست تو رو شد ولی من باختم.بس که بازی تو بی قاعده بود....تموم شد کار من با این دنیا .{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:25
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ