یافتن پست: #دلم

sasan pool
sasan pool
در نقاشي هايم تنهاييم را پنهان مي كنم
در دلم دلتنگي ام را
در سکوتم حرفهاي نگفته ام را
در لبخندم غصه هايم را
دل من چه خردسا ل است

ساده مينگرد ...
ساده مي خندد ...
ساده مي پوشد ...

دل من
از تبار ديوارهاي کاهگلي است

ساده مي افتد...
ساده مي شکند ...
ساده مي ميرد...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:00
+3
sasan pool
sasan pool
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 15:54
+4
مهسا
مهسا
تمام غصه هایی را که برایت خوردم

بالا اوردم!

طعـم بـیهودگی میداد...!

دلم را بالا می اورم

با این انـتخابش ...!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 15:46
+4
sasan pool
sasan pool
دلم گرفته،،هواي ترانه ام ابريست..
قسم به آه كه آيينه ي خانه ام ابريست.
به بيكرانه ي حجم آسمان شده ام!!
ولي دريغ.....!!!!
كران تا كرانه ام ابريست.....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 15:45
+3
sasan pool
sasan pool
گر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم
کسی که حرف دلش را نگفت من بودم

دلم برای خودم تنگ می شود آری
همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم

نشد جواب بگیرم سلام هایم را
هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم

چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را؟
اشاره ای کنم انگار کوهکن بودم

من آن زلال پرستم٬ درآب گند زمان
که فکر صافی آبی چنین لجن بودم

غریب بودم و گشتم غریب تر٬ اما:
دلم خوش است که در غربت وطن بودم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 15:38
+2
sasan pool
sasan pool
کسی در باد می خواند
تو را تا اوج می خواهم
برای ناز چشمانت
چه بی صبرانه میمانم
دلم تنگ است وبی یادت
در این غربت نمی مانم
تو هستی در وجود من
تو را هر گز نمیرانم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 15:33
+1
sasan pool
sasan pool
پشت شیشه برف می بارد
در سکوت سینه ام , دستی
دانه ی اندوه می کارد

مو سپید آخر شدی ای برف
تا سرانجام چنین دیدی
در دلم با[!] ... ای افسوس
بر سر گورم نبا[!]
چون نهالی سست می لرزد
روحم از سرمای تنهایی
می خزد در ظلمت قلبم
وحشت دنیای تنهایی

دیگرم گرمی نمی بخشی
عشق , ای خورشید یخ بسته
سینه ام صحرای نومیدیست
خسته ام , از عشق هم خسته
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 15:20
+1
سحر
سحر
*مدتهاست*
*که کوهستان دلم*
*به حرمت رد پاهایت*
*به برفهایش اجازه آب شدن نمیدهد*.....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 14:05
+7
سحر
سحر
نهایی یعنی:...
ذهن من پر از تو، ... خالی از دیگران ...
اما کنارم خالی از تو، ... پر از دیگران ....!
هنوز هم دلم تنگ میشود برای حرف زدنت ...
برای تکیه کلام هایت ...
که نمیدانستی فقط کلام تو نبود ...
من هم ... به آنها تکیه داده بودم ...!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 13:50
+5
ronak
ronak
من به نبودنهایت عادت کرده ام

روزی اگر باشی

دلم یکه میخورد...!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 12:51
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ