sasan pool
یار دل آزار من وفا نشناسد / راستی عجب نعمتی است یار وفادار . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * یار وفادار اصلا وجود نداره
sasan pool
در فلسفه وفا چنین آمده است ، دل وقف شکستن است ، بیهوده نرنج . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رضا
باد موهايش را به بازی می گيرد و من چشم بر هم می نهم وهمبازی باد می شوم: گلوله ای نخ در مشت می دوم پای برهنه در پی بادبادکی که چرخ می خورد در بلند آبی آسمان. دل می سپارم به رقص موزون بادبادک ها و اوج می گیرم همراهشان تا بيکران لاجوردی آسمان. در پس کوچه ای نگاهش راه نگاهم می بندد. می نگرد, سادگيم را, پاهای برهنه ام را و چشمانم را که چه آسان هم رقص پرواز بادبادک ها می شود. باد می آید و در ميان پيچ و تاب موهايش ره گم می کند. ره گم کرده سرانگشتان نوازشگر باد بادبادکم را از بندش می رهانند... لبخندی بر گوشه لبانش می شکفد و شکوفه ای در دلم جوانه می زند.
sasan pool
مستم از باده ،که مستی هم بلاست باده ی عاشق زهر باده جداست بی وفا ، مستی مگر از باده ی عشقت نبود کین چنین دل را شکستی،کین شکستن هم خطاست * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * [!] عشقی که به یک آدم هرزه داشته باشی.
gamer
مراقب گرماي دلت باش تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند