یافتن پست: #دل

♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
@A-Sh-F

یادش بخیر ...


یه روزی آدما به جای شماره به هم دل می دادن !
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/17 - 01:38
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/17 - 01:36
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
آخرین ویرایش توسط eli20 در [1392/05/17 - 01:12]
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/17 - 01:11
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
قرار نیست منم دلِ یکی دیگه رو بسوزونم و انتقام بگیرم !
بـــرعکــــس !!
اونقدراونو خوشبخت می کنــــــم ....
کـه به هر روزی که جای اون نیستی لعـنــــت بفرستی .. !!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 23:20
+4
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
مشخصات پسر ایرونی مدل 2013
گوشت, پوست و استخوان: به طور ميانگين 15کيلوگرم

چربي عضله نما: 60کيلوگرم

تافت و چسب مو : 3 قوطي

قدرت زبون بازي : 72ساعت بي وقفه

دروغگويي: 20بار در ثانيه

قدرت ابراز علاقه: 60 اسب بخار

قدرت پيچوندن : 30دور در دقيقه

تنبلي: عصاره ي 70 آدم فراخ

صبر و شکيبايي: در اين مورد ذائقه اي مي باشد

قدرت حرکت چشم:380 درجه در همه ي جهات.....


دخترها پرچمو بگیرین من برم تا سر کوچه برگردم:دی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 18:39
+4
saman
saman
آنها میگویند عاشق باش، اما برای آنکه عشق بماند، دستش را بگیر و بفشار ُ لبخند تلخ خداحافظی آخر را بزن و برو ...! عشقهای کتابی شیرنند، به دل مینشیند، اما همه شان خیلی چیزهارا کم دارند...!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 18:02
+5
saman
saman
 آنها میگوند عاشق باش، اما روزی میرسد که باید بنشینی کنار یک پنجره رو به غروب، نسیم سردی که می آید داغ های دلت را نوازش کند ُ سیگار به لب باشی ُ خاطره بازی کنی فقط...! آنها میگویند عاشق باش اما زندگی نکن!
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/05/16 - 18:01]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 18:01
+5
saman
saman
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست


آه، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست


مثل عکس رخ مهتاب که افتاد در آب


در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست


آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد


بال وقتی قفس پر زدن چلچه هاست


بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است


مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست


باز می پرسمت از مساله و دوری عشق


و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست

(نجیب زاده)

دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 17:58
+3
saman
saman

دل، ماهی خسته‌ای که در تور افتاد


در چاله عجب نیست اگر کور افتاد


 از عشق چه خیر غیر ناکامی دید؟


بر چاک چه جز وصله‌ی ناجور افتاد؟


 از اصل خودش دور شد و بالا رفت


این بود که فواره‌ی مغرور افتاد


 بسیار به غیر او دلم شد نزدیک


تا از غم عشق او کمی دور افتاد


 بسیار به صخره‌ها سرش را دریا


کوبید بیفتد از سرش شور، افتاد؟


 من با غم او از خود او دوست‌ترم


او با غم من از خود من دور افتاد!


 با اینهمه راضی‌ست نشابوری که


از چنگ مغول به چنگ تیمور افتاد


(مژگان عباسلو)

دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 17:57
+3
saman
saman

درین محاکمه تفهیم اتهام ام کن


سپس به بوسه ی کارآمدی تمام ام کن


اگرچه تیغ زمانه نکرد آرام ام،


تو با سیاست ابروی خویش رام ام کن



به اشتیاق تو جمعیتی ست در دل من


بگیر تنگ در آغوش و قتل عام ام کن
 


شهید نیستم اما تو کوچه ی خود را


به پاس این همه سرگشتگی به نام ام کن




شراب کهنه چرا؟ خون تازه آوردم...


اگر که باب دلت نیستم حرام ام کن




لبم به جان نرسید و رسید جان به لبم


تو مرحمت کن و با بوسه ای تمام ام کن



(ع. بدیع)

آخرین ویرایش توسط saman در [1392/05/16 - 17:56]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 17:55
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ