یافتن پست: #دل

سحر
سحر
به بند دلت میاویز رخت خاطره ام را گرد باد های فراموشی حرمت نمی شناسند . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 13:09
+4
رضا
رضا
گرچه عمریست غریبانه فراموش توام

باز مشتاق تو و گرمی آغوش توام

باورم نیست که بیگانه شدی با من و من

همچو یک خاطره کهنه فراموش توام


شانه بر زلف سیاهت چو زنی یاد من آر


که چنان زلف تو آویخته بر دوش توام

نیستی تا که بگویم به تو ای مایه ناز


تشنه بوسه ای از آن دو لب نوش توام

حسرتی گر به دلم هست همان دیدن توست

من پرستوی خزان دیده و خاموش توام
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 12:23
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
به تركه ميگن مزيت مجرد بودن چيه؟ ميگه صبح آدم از هر طرف كه دلش خواست ميتونه از تخت بياد پايين
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 12:00
+8
رضا
رضا
و عشق از زبان دکتر علی شریعتی...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 11:53
+7
نیوشا
نیوشا
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﺍ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺯﯾﺮﺁﺑﯽ ﻣﯿﺮﻥ
ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺑﮕﯽ:ﻣﻦ ﻧﮕﺎﻩ
ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ﺑﯿﺎ ﺑﺎﻻ ﯾﻪ ﻧﻔﺴﯽ ﺑﮑﺶ ﻻﺍﻗﻞ ﺧﻔﻪ
ﻧﺸﯽ!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 11:51
+9
رضا
رضا
مثل شعري ناب مي خوانم تو را در كنار جويباري از غرل با سرود آب مي خوانم تو را شب به قصد كوچه بيرون مي روي در شب مهتاب مي خوانم تو را خستگي را مي تكانم از تنت با زبان خواب مي خوانم تو را با لباني كه عطش بو سيده است با صداي آب مي خوانم تو را عكس خاموشم كه تا پايان عمر با دلي بي تاب مي خوانم تو را
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 10:38
+5
ebrahim
ebrahim
مأمور بنده خدا آمده دم در سوال‌هايي ميكنه كه نمونه اي از سوال‌هايي كه ازم پرسيد رو براتون مي‌نويسم كه ببينيد حق با من بود يا نه. تصور كنين. طبقه پنجم يك برج ۱۵ طبقه. مامور سرشماري: منزل شما به آب لوله كشي مجهز هست؟ من: «پ نه پ»، چاه داريم توي زيرزمين با دلو آب ميكشيم مياريم بالا. مامور سرشماري: اين كه توي قسمت فرزند نوشتين دخترتونه؟ من: «پ نه پ»، دختر همسايمونه، من چون عقده بابا بودن دارم، روزا مياد اينجا من اداي باباشو در ميارم. مامور سرشماري: آيا شما شهرنشين هستين؟ من: «پ نه پ»، اينجا برره ست، ما تابلوش رو عوض كرديم گذاشتيم الهيه. مامور سرشماري: سرويس بهداشتي داخل منزل هست؟ من: «پ نه پ» هر كي هرجا دلش خواست خودش رو ول ميكنه مامور سرشماري: پنجره نورگير داخل منزل هست؟ من: «پ نه پ»، تمامش رو گل گرفتيم كه خودمون رو آماده كنيم واسه خواب زمستاني مامور سرشماري: سند منزلتون مسكونيه؟ من: «پ نه پ» تجاريه، منتها ما چون عقل نداريم، ازش مسكوني استفاده ميكنيم. مامور سرشماري: آيا منزل شما مجهز به سيستم سرمايشي، گرمايشي هست؟ من: «پ نه پ»، هم ديگر رو موقع گرما “فوت” ميكنيم موقع سرما “ها
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:28
+6
ronak
ronak
اونایی که الان در همین حالت هستن، زودتر برین بخوابین دیگه !!!!! الان غذا دلتون میخواد، هیچـــی هم نیست بخورین :|
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:26
+6
mohsen
mohsen
برایت یک بغل گندم دلی خشنود از مردم، برایت یک بغل مریم كه مست از وی شوی هر دم، برایت قدرت آرش که دشمن را زنی آتش، برایت سفره ای ساده حلال و پاک و آماده، برایت یك بغل احساس دو بیتی های عطر یاس، برایت هر چه خوبی هست صمیمانه دعا كردم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:25
+4
امید
امید
به جملات شریعتی باید ساعت ها فکر کرد : ای مردم مسلمان و علی مکتب من، از خانواده و همه همراهانم تقاضا دارم که پس از مرگ من، بدن مرا خارج وطنم ایران به خاک بسپارند. زیرا میدانم که ایران را که عشق و هستی من و هر ایرانیست، در حال ویران شدن است. میدانم که هیچوقت این خاک به دست دلسوزش سپورده نمیشود. ایران ویران خواهد شد و من در زیر خاکش داغان. به من رحم کنید. بگذارید که پس از مرگم دیگر غصه این خاک و مردمانش را نخورم. علی شریعتی -
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:01
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ