مهسا
ما نسل بوسه های خیابانی هستیم ، نسل خوابیدن با اس ام اس ، نسل درد و دل با غریبه های مجازی ، نسل غیرت روی خواهر ، روشنفکری روی دختر همسایه ، نسل لایک و پوک از روی قرض ، نسل کادو های یواشکی ، نسل خونه خالی و دعوت شام ، نسل پول ماهانه ی [!] ، نسل صف و دعوا ، نسل تف ، وسط پیاده رو ، نسل هل ، توی مترو ، نسل مانتو های تنگ ، نسل " شینیون " زیر روسری ، نسل شرت " play boy " هنگام سجده ، نسل کارگران پیر مو رنگ کرده برای جوانی و پیشنهاد کار ، نسل شارژهای اینترنی ، نسل " copy , paste " ، نسل عکسا
ronak
در آغوش خــــدا گریستم تــا نوازشم کند... پـرسید : فرزندم پس آدمت کو ؟؟ اشک هایم را پـاک کـــردم و گفــــتم : در آغوش حـــوای دیگریـست. خدایا تو با من بمان!!!! که محتاج ماندن خلقت نباشم!!! آمین!!!!
ronak
روی آن شیشه ی تب دار تو را ها کردم ، اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم ، شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد ، شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم ، با سر انگشت کشیدم به دلش عکس زیبای تو را ، عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم .
ronak
رویاهایم را در کنار کسانی گذراندم که بودند ولی نبودند همراه کسانی بودم که همراهم نبودن وسیله کسانی بودم که هرگز آنها را وسیله قرار ندادم دلم را کسانی شکستند که هرگز قصد شکستن دل آنها را نداشتم و تو چه دانی که عشق چیست عشق سکوتی است در برابر همه اینها !!!
ali
از ماضی ها و مضارع ها خسته ام / دلم حال ساده ی با تو بودن را می خواهد. ………………………………….
zahra
گاهی باید یک نفر دست به صورتت بزند و نقاب خنده ات را بیندازد .... آن وقت در آغوشت بگیرد ، یک دل سیر گریه کنی ... گریه ات که تمام شد ، در گوشت زمزمه کند : دیوونه من باهاتم ، دیگه هیچوقت گریه نکن ...!!
رضا
مرا اينک تو آرام و کمی هم مهربانانه میان سینه ات بنشان و بنگر حال شیرینم پس از صید همین مستی به آرامی و ارامی درون آبی چشمان زیبایت نوازش کن خطوط قرمز دل را که از دلتنگی رویت دمادم رنگ می بازد و رؤیای دوچشمت را به امواج نگاه تشنه ام بسپار که از مدّ تا به جزر آن تلاطمها از عشق توست مرا اينک میان سینه ات بنشان کنار ساحل آرامش اين عشق
رضا
مرا اينک تو آرام و کمی هم مهربانانه میان سینه ات بنشان و بنگر حال شیرینم پس از صید همین مستی به آرامی و ارامی درون آبی چشمان زیبایت نوازش کن خطوط قرمز دل را که از دلتنگی رویت دمادم رنگ می بازد و رؤیای دوچشمت را به امواج نگاه تشنه ام بسپار که از مدّ تا به جزر آن تلاطمها از عشق توست مرا اينک میان سینه ات بنشان کنار ساحل آرامش اين عشق