عسل ایرانی
دلم میگیرد از آدمهایی که در پس نگاه سردشان با لبخندی گرم فریبت میدهند دلم میگیرد از خورشیدی که گرم نمیکند و نوری که تاریکی میدهد از کلماتی که چون شیرینی افسانه ها فریبت میدهند دلم میگیرد از سردی چندش آور دستی که دستت را میفشارد و نگاهی که به نگاه توست و هیچ وقت تو ر ا نمی بیند از دوستی که برایت دو بال برای پریدن هدیه می آورد و پرواز را با منفور ترین کلمات معنی میکند گاهی حتی دلم از خودم هم میگیرد ( شریعتی)...
عسل ایرانی
جیــــــب شلوارم همــــــه مــــــدل گره زدن و بلــــــده..!!
sasan pool
آرسنال دوباره باخت.این چه زندگی .بابا منچستر بزن دیگه آرزو موند به دل من آرسنال منچستر بزنه.
عسل ایرانی
نرح دلار و سکه پس از گذشت ۳۰ سال از نه شرقی، نه غربی،
zahra
اين همسايه روبرويي يه زن و شوهر جوونن ، خيلي شادن ، عاشقن به معناي واقعي . تا حالا زوج اينجوري خوشبخت نديدم. مثلن صبح كه از خواب بيدار ميشن ، اول يه سِري دنبالبازي ميكنن عين بچه ها ! بعد پسره آماده ميشه بره سركار ، درو باز ميكنه، كلاه كاسكت رو سرشه ، لقمهي نون و كرهشم دستشه . دختره مياد تا دم در، بازم ميگن و ميخندن. يا يه وختايي صداي دختره مياد تو راهرو ، جيغ ميكشه كه : صـــبر كن منــــــــــ...ــــــم بيــــــــــام. بعد ميپره ترك موتور و ميرن. همسايههاي ديگه ميگن اينا چرا اينقدر خل و چلن؟ ولي من ميگم عاشقن . عين تو فيلما . دلم ميخواد يه روز بهشون بگم سلام خوشبختا...
عسل ایرانی
آدمایی که ساکت سوار تاکسی میشن و تا مقصد از پنجره بیرون رو نگاه میکنن آخرشم، بدون هیچ حرفی، کرایه رو میدن و میرن آدمای خسته و دلتنگ هستن سر به سرشون نذارین مثل من
عسل ایرانی
شده يه چيزي تو دلت سنگيني كنه....؟؟؟ خيلي سخته ادم كسي رو نداشته باشه... دلش لك بزنه كه با يكي درد دل كنه ولي هيچكي نباشه... نتونه به هيچكي اعتماد كنه هر چي سبك سنگين كنه تا دردش رو به يكي بگه ... نتونه اخرش برسه به يه بن بست ... ... تك وتنها با يه دلي كه هي وسوسش مي كنه اونو خالي كنه ... اما راهي رو نمي بينه سرش روكه بالا مي كنه اسمون رو مي بينه به اون هم نمي تونه بگه... اخه خيري از اسمون هم نديده مگه چند بار اشك هاي شبونش رو پاك كرده...؟
sasan pool
این آهنگ داستان حال و روز من هست.واقعا به شاعرش تبریک میگم.از وقتی که شنیدم همینجوری دارم گریه میکنم.و حسرت می خورم.این سایت فایل صوتیشو قبول نمی کنه.نمیدونم چرا ولی متن شعرش در دید گاه براتون میزارم.
حمید
لبي سرد و دلي افسرده داريم به سر افكار تيپا خورده داريم رسد پايان پاييز و از آغاز هزاران جوجه ي نشمرده داريم