یافتن پست: #راه

mitra
mitra
، نوعی بیماری روانیست که فرد را تحریک به باز کردن درب یخچال می‌کند
، در حالی‌ که نه تشنه است، نه گرسنه است و نه اصلا میداند که چه می‌خواهد
، از علائم این بیماری این است که فرد از اتاقش خارج میشود سرگردان راه آشپزخانه را در پیش می‌گیرد
... درب یخچال را باز می‌کند، چیزی بر نمیدارد درب را می‌بندد
آخرین ویرایش توسط mitra-salehi در [1390/12/19 - 21:31]
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 21:31
+5
maryam
maryam
يه پسر انگلسيه به پسر ايرانيه ميگه چرا خانوماتون با مردا دست نميدن يعنى اين قدر مردا تون شهوت پرستند؟ پسر ميگه چراهرمردي نميتونه دست ملكه شما رو لمس كنه؟ پسر عصباني ميشه ميگه ملكه فرد عادي نيست فقط با افراد خاص دست ميده پسر ايراني ميگه خانوماي ماهم ملكه اند
به افتخار خانومای ایرانی{-37-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 21:20
+7
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
من پر از بال و پرم
راه میبینم در ظلمت
و...
پر از فانوسم
من پر از نور و شن .... و پر از دار ودرخت
پرم از زاه...از پل...از رود...از موج.
پرم از سایه ی برگی در آب
چه درونم تنهاست!!!!!
>>>>>>>>>>>>>>>
یاد سهراب بخیر
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 21:15
+4
نیوشا
نیوشا
اگه به يه جايى رسيدى که
عقلت گفت برو دلت گفت بمون...
دلت مثل هميشه غلط کرده،
محلش نذار راهت رو بگير برو...
هر چى بدبختيه از همين موندن هاست...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 20:31
+8
poria
poria
قانون صف : اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

قانون تلفن : اگر شما شمارهای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود .

قانون تعمیر : بعد از این که دستتان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد .

قانون کارگاه : اگر چیزی از دستتان افتاد، قطعاً به پرتترین گوشه ممکن خواهد خزید .

قانون معذوریت : اگربهانهتان پیش رئیس برای دیر آمدن، پنچر شدن ماشینتان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشینتان، دیرتان خواهد شد.

قانون حمام : وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.

قانون روبرو شدن : احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش مییابد.

قانون نتیجه : وقتی میخواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمیکند، کار خواهد کرد.

قانون بیومکانیک : نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

قانون تئاتر : کسانی که صندلی آنها از راهروها دورتر است دیرتر میآیند.

قانون قهوه : قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیستان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن ق
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 19:57
+3
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
شب از نیمه گذشت و دل به راه افتاد باز
میان کوچه باغهای تنهایی!
میان خاطرات دل سپردن
کسی را نیست در راهش؟
چرا شمعی.چراغی.نیست این اطراف؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 19:08
+6
reza
reza
روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند . آن ها یک روز و یک شب را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند .
در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : نظرت در مورد مسافرت مان چه بود ؟
پسر پاسخ داد : عالی بود پدر !....

پدر پرسید : آیا به زندگی آن ها توجه کردی ؟
پسر پاسخ داد: فکر می کنم !
پدر پرسید : چه چیزی از این سفر یاد گرفتی ؟
پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت : فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آن ها چهار تا . ما در حیاط مان فانوس های تزئینی داریم و آن ها ستارگان را دارند . حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آن ها بی انتهاست !
در پایان حرف های پسر ، زبان مرد بند آمده بود . پسر اضافه کرد : متشکرم پدر که به من نشان دادی ما واقعأ چقدر فقیر هستیم !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 19:01
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
با عبورت کاری کردی همه زندگیم توی همون پاییز بمونه.
می دونی چند وقته توی این پاییز گیر کرده ام؟
حد اقل راه برگشتن رو یادم میدادی!تا من هم مثل خودت از راهی که امدم برگردم
راه رو یادم نیست چون تمام حواسم به تو بود
دوستت دارم های خیالی و خش خش برگها بود
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 15:43
+3
reza
reza
دل من میل تو دارد چه بجوئی چه نجوئی
دیده ام جای تو باشد چه بمانی چه نمانی

من که بیمار تو هستم چه بپرسی چه نپرسی
جان به راه تو سپارم چه بدانی چه ندانی

می توانی به همه عمر دلم را بفریبی
ور بکوشی ز دل من بگریزی نتوانی

دل من سوی تو آید بزنی یا بپذیری
بوسه ات جان بفزاید بدهی یا بستانی

جانی از بهر تو دارم چه بخواهی چه نخواهی

شعرم آهنگ تو دارد چه بخوانی چه نخوانی.....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 15:19
+4
maryam
maryam
سخت ترین دو راهی عشق دو راهی بین فراموش کردن و انتظاراست، گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی و گاهی آن قدر منتظرمی مانی که می فهمی زودتر از این ها باید فراموش می کردی.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 15:02
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ