یافتن پست: #راه

تو سر راهی بودی اوردیمت خونه! {-33-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 22:50
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
شب از راه میرسد کم کم..
نگاهم اوج میگیرد...
به یادت مینهم پا در خیال حرف های بی دردی
کمی نزدیکتر...کمی رویایی وگاهی به روی دستهایم باش..
شب از نیمه گذشت...آه ای حس بارانی..
مرا ملموس اشک شبنمهای سردت نگه دار...مرا پا در رکاب عشق تا مرز بی هوایی پیش تر ران
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 22:36
+8
mah3a
mah3a
به لحظات ملکوتی شب جمعه نزدیک میشیم ، غروبه جمعه هم تو راهه. هر کسی‌ مثل من دلش گرفته لایک کنه...
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 20:11
+11
sasan pool
sasan pool
دوستان این نظرسنجی من گذاشتم لطفا به جای لایک کردن به من کمک کنید. پنج شنبه داداشم ماشین من و که یک سمند ال ایکس بود زد داغون کرد یعنی رفت زیر خاور.حالا ماشین که درست بشه می خوابم بفروشم.پولی هم که نهایتا جور کنم 12 میلیون هست که ماشین نو نمی خوابم بخرم.توی ماشین های دست دوم چی بخرم؟دوباره سمند بخرم؟405 بخرم؟پرشیا بخرم؟ریو بخرم؟206 بخرم؟پراید بخرم؟یا ماشین آمریکایی کلاسیک و قدیمی بخرم؟ولی یک نکته که من عاشق ماشین پهن هستم توی ماشین های کوچیک دلم میگیره.ممنونم که راهنمایی میکنید.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 20:00
+2
sasan pool
sasan pool
در دل اتش نشستن کار اساني نبود راه را بر اشک بستن کار اساني نبود
با غروري هم قدوبالاي اسمان بارها در خود شکستن کار اساني نبود‬ {-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 18:43
+3
poria
poria
لره داروخونه داشته، یك روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسك كش جدید رسید! خلاصه بعد یك مدت یك بابایی میاد تو میگه: ببخشید، جریان این سوسك‌كش جدید چیه؟ این خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه. شما این دارو رو میریزید تو یك قطره چكون، بعد كشیك میكشید تا سوسكها رو بگیرید. هر سوسك رو كه گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچكونید، بعد از یك مدت سوسكها كور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن!! یارو كف میكنه، میگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگیریم كه همونجا درجا می‌كشیمشون! لره میره تو فكر، بعد یك مدت میگه: آره خوب، ازون راهم میشه!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 18:24
+1
نیوشا
نیوشا
غضنفر به دوست دخترش میگه
.
.
.
.
.

ببین عزیزم ، تو ۳ راه بیشتر نداری:

۱ _ با من باشی

۲ _ با تو باشم

۳ _ توافق کنیم که با هم باشیم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 15:46
+3
mah3a
mah3a
عمری شد دلتنگی ام...و باز امید دارم.
می دانی چشم انتظار فردا بودن یعنی چه؟
می دانی لذت طعم غروب یعنی چه؟
و باز روزهایی که نمی دانی می آیند یا هیچ وقت از راه نمی رسند...
من عادت کردم از دقایقم لذت ببرم،شاید فردایی نباشم.
ما جان می سپاریم و تو جان می کنی... این است فاصله ی ما تا رسیدن به خدا...
................
از همتون میخوام که این مطلبو به اشتراک بذارید و برای سلامتیشون دعا کنید.
با آرزوی سلامتی برای همه .
" الــــــــهی آمین "
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 15:17
+4
maryam
maryam
خسته ام از تظاهر به ایستادگی از پنهان کردن زخم هایم زور که نیست ! دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....!
............اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا...! چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی....؟؟!
خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی ..... میخواهم بکشم کنار !
از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی .....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 15:13
+4
reza
reza
جواب کوتاه گلشیفته به سلحشور
سلام آقای فرج الله سلحشور
من گناه کردم ؛
مردم بدن برهنه من را دیدند ولی هنوز دوستم دارند ؛
ولی تو که حضرت ایوب هم شدی همه ازت متنفرند
می دانی چرا؟
چون من چیزی برای پنهان کردن ندارم
اما تو زیر پوستت یک شهر ریا پنهان کرده ای

گلشیفته فراهانی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 14:09
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ