یافتن پست: #راه

mehdy
mehdy
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 10:59
+4
afsaneh heidari
afsaneh heidari
بــعضی زخمها رو باید درمان کنی تا بتونی به راهت ادامه بدی .... بــعضی زخمها ؛ باید باقی بمونه تا هیچوقت راهت رو گم نکنی ...
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 01:38
+9
afsaneh heidari
afsaneh heidari
ساده لباس بپوش، ساده راه برو
اما در برخورد با دیگران ساده نباش
زیرا سادگی ات را نشانه میگیرند
برای درهم شکستن غرورت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 00:58
+7
سحر
سحر
دوست یعنی یه راه دو طرفه٬ یه قدم من، یه قدم تو ... اما بدون شمارش و حساب و کتاب.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 00:23
+6
mitra
mitra
الهي تو بميري من نميرم....سر قبرت بيام پارتي بگيرم

الهي سرخک و اريون بگيري.... تب مالت و بلاي جون بگيري

الهي از سرت تا پات فلج شه.... کمرت بشکنه،دستت سقط شه
... ...
الهي حصبه و ام اس بگيري....سر راه بيمارستان بميري

الهي کوربشي چشمات نبينه.... بميري، گم بشي، حقت همينه

الهي آسم تايپ آ بگيري... هنوز که زنده اي پس کي ميميري؟

الهي شوهر ايدزي بگيري.... بفهمي که داري از ايدز ميميري

به در بردي از اينها جان به سالم.... الهي دردبي درمون بگيري
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 20:32
+3
sasan pool
sasan pool
خدا حافظ بروعشقم برو که وقت پروازه

برو که دیدن اشکات منو به گریه میندازه

نگاه کن آخر راهم نگاه کن آخر جادست

نمیشه بعد تو بوسید نمیشه بعد تو دل بست

منو تنها بذار اینجا تو این روزای بی لبخند

که باید بی تو پرپرشه که باید از نگات دل کند

حلالم کن اگه میری اگه دوری اگه دورم

اگه با گریه میخندم حلالم کن که مجبورم

نگو عادت کنم بی تو که میدونی نمیتونم

که میدونی نفسهامو به دیدار تو مدیونم

فدای عطر آغوشت برو که وقت پروازه

برو که بدرقه داره منو به گریه میندازه

برو عشقم خداحافظ برو تو گریه حلالم کن

خداحافظ برو اما عزیز من حلالم کن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 19:26
+2
sasan pool
sasan pool
‫شب که می شود
بساطِ رویا می گستراند
خیالت در دلم
و تا گرگ و میش چشمها
مرا با قطار آرزو ها
راهی تو می کند
از سد حادثه ها می گذراند
و مرا تا ایستگاه آخر
که آن را عشق خوانند
مسافر می کند
و در آن ایستگاه متروک
تا سقوط خورشید
صدای پای تو را
انتظار می کشم...‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 18:05
+1
maryam
maryam
كسي چه ميداند...
من...
امروز...
چندبار فرو ريختم...
چندبار دلتنگ شدم...
از ديدن كسي كه...
فقط پيراهنش شبيه تو بود...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 16:06
+2
maryam
maryam
خدایا کسی راکه قسمت کس دیگریست

سر راهمان قرارنده...


تاروزهای دلتنگی اش برای ماباشد

وخوشی شبهایش برای دیگری... ..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 15:02
+2
mah3a
mah3a
دم پنگوئن گرم که یه ذره قد داره ، اما بازم لاتی راه میره
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 14:02
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ