یافتن پست: #راه

ronak
ronak
همیشه اول راهیم راز گم شدن همینه،اونکه کوله بارو بسته ته راهو نمیبینه،یه نگاه اشتباهی یه هراس بی نشونه،همه خاطره های پشت سر رو میسوزونه،روزای زندگی گاهی مثل یک زندون سرده،گاهی که بغضای کهنه قلبامونو دوره کرده،دوباره عاشقی و غم دوباره حسرت دیروز،دوباره شراره های یه گذشته نفس سوز
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 11:47
+2
ronak
ronak
قطره قطره اشک من همراه با اسم تو میفته رو لبام کاش فقط یه بارصدام کنی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 11:37
+2
حمید
حمید
میگم یه پیراهن مشکی می خوام.میگه واسه خودتون؟ پـَـــ نــه پـَـــ واسه رضا صادقی می خوام که دیگه مشکی نمی پوشه.می خوام دوباره برگردونمش به میادین
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 01:35
+4
حمید
حمید
رفتم الكتريكي مي گم آقا سه راهي دارين؟ ميگه سه راه برق؟!!! پـَـَـ نــه پـَـَــــ سه راه آذري، دربست
دیدگاه  •   •   •  1390/11/6 - 23:59
+2
حمید
حمید
امشب كه به ياد من نيستي بگذار برايت ترانه اي بخوانم از آدمكي برفي كه در حسرت تو آب شد وتو چشمهاي خيسش را به آستين پيراهنت دوختي!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/6 - 00:32
+5
ronak
ronak
رویاهایم را در کنار کسانی گذراندم که بودند ولی نبودند همراه کسانی بودم که همراهم نبودن وسیله کسانی بودم که هرگز آنها را وسیله قرار ندادم دلم را کسانی شکستند که هرگز قصد شکستن دل آنها را نداشتم و تو چه دانی که عشق چیست عشق سکوتی است در برابر همه اینها !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 22:14
+7
sasan pool
sasan pool
هر که در این راه یافت/هر که در این راه یافت/بوی می عشق توست/بوی می عشق توست/مست شود تا ابد هرکه در این خانه نیست.با این آهنگ عاشق تنبور شدم.این آهنگ از استاد شهید سید خلیل عالی نژاد هست.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 20:21
+5
رضا
رضا
هان اي كوه بلند

اي سراپا همه بند

از تو اين تجربه آموخته ام

كه نلرزد دلم از غرش سنگين زمان

وهراسي ندهد راه به دل از طوفان

كاه بودن ننگ است

كوه مي بايد بود
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 19:15
mitra
mitra
مامان بهروز داروخونه داشته، يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. ننه بهروز ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون! طرف ما ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشه!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 18:21
+4
sasan pool
sasan pool
کوله بار سفرت رفت و نگاهم را برد نه تو دیگر هستی نه نگاهت که در ان دلخوشیم سبز شود سایه می داند که به دنبال نگاهت همچون ابر سرگردانم هیچ کس گمشده ام را نشناخت تابش رایحه ای خبر اورد کسی در راه است چشمی از درد و دلم اگاه است کاش هیچ وفت عشقی متولد نمی شد که روزی احساس بمیرد ...........................................................................
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 11:28
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ