یافتن پست: #رای

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آره بارون می اومد خوب یادمه
مثل خرای قصه وقتی آدم میره به رویا
زیر لب زمزمه کردم کی میتونه دل دیونه رو از من بگیره
اونقدر باشه که من دلو دستش بدمو چیزی نپرسه
دیگه حرفی نمونه غیر نگاهش
یه غروب بود روی گونه هات خیلی سال پیش
توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه خیست
اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات ؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 16:16
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 16:05
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 15:45
nanaz
nanaz
همیشه که صبر کردن , بخشیدن , ماندن و تحمل کردن به این معنا نیست که همه چیز درست می شود ...

لازمه گاهی وقتها دست از این تظاهر کردن برداری ,


باید دست بکشی از بخشیدن کسی که هیچ وقت بخشیدنت را نفهمید


ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ وقتی میمانی و می بخشی فکر می کنند رفتن را بلد نیستی ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ...


ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ...

دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 15:00
+7
nanaz
nanaz
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 14:55
+7
sara
sara
در CARLO
همیشه مثل بارون باش…

اما هیچ وقت چشم کسی را بارانی نکن

شاید برایش تنها ترینی…
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 10:09
+4
xroyal54
xroyal54
تو دست در دست دیگری ….

من در حال نوازشِ دلی که سخت گرفته است از تو ….

مدام بر او تکرار می کنم که نترس عزیز دل…


آن دستها به هیچ کس وفا ندارند….


.....................********......................
از تو متنفرم حتی اگر اندازه تمام ستاره های آسمان هم دوستم داشته باشی

برایت آرزوی مرگ نمیکنم چون باید بمانی و خوشبختی من و بد بختی خود را ببینی . . .

منتظر آن روز هستم

مانند روزی که رفتی و گفتی دیگر باز نمی گردی
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 23:29
+7
xroyal54
xroyal54
برای اصیـــــــــل بودن

کافی است ک دروغ نگـــــــــویی

آغاز اصالت خوب همیـــــــــن است


که...

نخـــــــــواهی چیزی باشی که نیستـــــــــی.....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 23:23
+7
xroyal54
xroyal54
امشب که برق خانه قطع شده بود !

چشم هام جز تاریکی وسیاهی مهمانی نداشت !

برای لحظه یی خود را نابینایی فرض کردم در این دنیای پر هیاهو

تازه فهميدم چشم های من چه نعمتی بود

تازه فهمیدم یک نابينا نه می تواند گل آفتاب گردان را ببیند و نه سیاهی پر کلاغ را

و نه غذايى كه ميخورد

و نه حتى صورت كسانى را كه دوستشان دارد


بگذار يكبار هم که شده شكر گویم !

شکر بابت داشته هایی که آنقدر برایم عادی شده اند که بودنشان به چشم نمی آید !

خدایا شکرت
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 23:16
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سکـــــــــوت ...

رساتـــــــرین فریاد یک " زن " است ...

وقتی سکوتـــــ میکنـــد ...

وقتی بحث نمیکنــــد ...

وقتی برای به کرسی نشاندن عقایدش تلاش نمیکنـــد ...

بـــفـــهـــم ! ...

کـــــــــــه

واقعـــــا آسیب دیده استــــــــ .
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 22:08
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ