یافتن پست: #رای

sara
sara
در CARLO
دلـَ م را به شیشه ے عطرهآیم خوش کرده اَم
همآن هآیے که هر کدامشان ،
یک / خاطــِره / را برایم تداعے مے کنند ؛
یک با هم بودن را …
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 12:42
+4
sara
sara
در CARLO
احترام من نسبت به تو…
به تنت زار می زند!
باید کمی از پهلوها برایت تنگش کنم؛
تا کمی اندازه ات شود . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 12:41
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نمی دانم چرا هر چه عاشق و عاشق تر می شوم...



ترسوتر و ترسوتر هم می شوم...



شاید دلیلش ترس از روزیست که تو را از دست بدهم...



ترس از زمانیست که برایت بهترین نباشم...



ترس از لحظه ایست که دیگر دوستم نداشته باشی
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 12:30
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
برای شناخت آدما نباید عجــــــــــول بود
دیر یا زود خیلی قشنگ خودشونو نشونت میدن
فقط باید صبــور بود!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 11:54
+1
sara
sara
در CARLO
اگـه گذشته بهت "زنگ" زد . . .
بذار بره رو پیامگیر، چون حرف تازه ای برای گفتن نداره !
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 10:07
+3
sara
sara
در CARLO
با تو زیر بارانم
چتر برای چه...!!
خیال که خیس نمیشود...!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 09:47
+1
nazli
nazli
در CARLO
 هرگز تمامت را برای کسی رو نکن

بگذار کمی دست نیافتنی باشی

آدمها تمامت که کنند، “رهـــــایت” می کنند
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 23:55
+4
behzadsadeghi
behzadsadeghi
فراموش کردنت برایم مثل آب خوردن بود ازهمان آبهایی که میپرد توی گلو وسالها سرفه میکنم{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 23:44
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عادت کرده ایم

آنقدر که یادمان رفته است شب

مثل سیاهی موهایمان ناگهان می پرد

و یک روز آنقدر صبح می شود

که برای بیدار شدن

دیر است.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 21:05
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی

شلوغی پیاده‌رو بهانۀ خوبی‌ست

که دست‌های کسی را برای همیشه گم کنی

درست در لحظه‌ای که تکه‌ای از دوستت دارم هنوز در دهانت است.....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 21:03
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ