یافتن پست: #رای

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:25
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عاشقی محنت بسیار کشید
تا لب دجله به معشوقه رسید
نشده از گل رویش سیراب
که فلک دسته گلی داد به آب
نازنین چشم به شط دوخته بود
فارغ از عاشق دلسوخته بود
دید در روی شط آید به شتاب
نوگلی چون گل رویش شاداب
گفت به به چه گل زیباییست
لایق دست چو منِ رعناییست
حیف از این گل که برد آب او را
کند از منظره نایاب او را
زین سخن عاشق معشوقه پرست
جست در آب چو ماهی از شست
خوانده بود این مثل ان مایه ی ناز
که نکو یی کن و در آب انداز
خواست کازاد کند از بندش
نام گل برد و در آب افکندش
گفت رو تا که زهجرم برهی
نام بی مهری بر من ننهی
مورد نیکی خاصت کردم
از غم خویش خلاصت کردم
باری آن عاشق بی چاره چو بط
دل به دریا زد و افتاد به شط
دید آبی ست فراوان و درست
به نشاط آمد و دست از جان شست
دست و پایی زد و گل را بربود
سوی دلدارش پرتاب نمود
گفت کای افت جان سنبل تو
ما که رفتیم، بگیر این گل تو!
جز برای دل من بوش مکن
عاشق خویش فراموش مکن
بکنش زیب سر ای دلبر من
یادِ آبی که گذشت از سر من
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:21
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

كوله بارسفرت رفت و نگاهم را برد نه تو دیگر هستی نه نگاهی كه در آن دلخوشی ام سبز شود سایه می
داند كه به دنبال نگاهت همچون ابر سر گردانم هیچ كس گمشده ام را نشناخت تابش رایحه ای بی خبر
آورد كسی در راه است چشمی از درد دلم آگاه است كاش هیچوقت عشقی متولد نمی شد كه روزی
احساسی بمیرد.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:18
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سلام
مرا ببخش
نمی دانم چرا سکوت کرده ام
بیش از اینها مرا ببخش
چرا که مدتهاست که ترسیده ام
در این هجوم وحشی زندگانی ، در میان این درندگان خونخوار
جسمم دریده شد
قلبم پاره پاره شد
و چشم اشک بارم ،خون گریید
مرا ببخش
مرا ببخش ای دلپذیر
جانم به لب رسید
دلپذیر من دگر گلایه ای بر لبم نیست
چرا که تنها جرعه ای آب می خواهم تا زنده بمانم
مرا لمس کن
مرا در دستانت حس کن
مرا در چشمانت لمس کن ، بر روی گونه هایت، در آغوشت
چرا که من در درون تو زندگانی گزیده ام
لانه ام در درون توست
پس خودم را به تو می سپارم
و بیش از هر چیز می خواهم تا محافظم باشی
مرا بپذیری و کنارم باشی
مرا جرعه ای آب ده برای زنده ماندن
تنها همین و بس
دگر حرفی برای گفتن نیست
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:13
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم برای یواشکی ها مان تنگ شده !

یواشکی حرف زدن شبونه تا صبح!
برای بوســــه های پشت گوشی!

با صدای آهسته گفتن "دوستت دارم 
 
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:11
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زندگی بافتن یک قالیست،نه به آن نقش ونگاری که دلت میخواهد،نقشه در دست خداست،تو دراین بین فقط میبافی،نقشه راخوب بباف،نکند آخرکار قالی زندگیت را نخرند
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:05
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

هوا دو نفره است و نیستی …
من هی کوچه ها را بالا و پایین می کنم برای دهن کجی به هواااا …


 


دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:03
+5
بهناز جوجو
بهناز جوجو

عشق چیست؟ برای همه رجاله ها یک هرزگی یک ولنگاری موقتی است . عشق رجاله ها را باید در تصنیفهای هرزه و فحشا و اصطلاحات رکیک که در عالم مستی و هشیاری تکرار میکنند پیدا کرد .صادق هدایت

دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 20:59
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کاربرد فعل "مردن" در ایران ؛
برو بمیر = برو گمشو
بمیرم برات = خیلی دلم برایت می سوزد
می میرم برات = عاشقتم
می مردی اگه ...؟ = چرا کار را انجام ندادی؟
مردی ؟ = چرا پاسخ نمی دهی ؟
نمردیم و ... = بالاخره اتفاق افتاد
مردیم تا ... = صبرمان تمام شد
مرده = بی حال
مردنی = [!] ای و لاغر
مردم = خسته شدم
من بمیرم !؟ = راست می گویی !؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 18:15
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
- سوالات رایج مربوط به موبایل:
سال 76: آنتن دهیش چطوره؟
سال 79: چقدر شارژ نگه می داره؟
سال 82: دوربینم داره؟
سال 85: دوربینش چند مگاپیکسله؟ صداش چطوره؟
سال 88: تاچه؟ یا از این معمولیاس؟
سال 91: آندرویده؟
سال 94: اخلاقش چطوره؟!
سال 1400: درکت می کنه یا نه؟
سال 1403: به اندازه کافی بهت توجه می کنه؟ یا می خوای باهاش بهم بزنی؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 18:12
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ