یافتن پست: #را

saman
saman
در CARLO
تو را از من گرفتند ...

و حالا لحظه هاي من ،

گرفتار سکوتي سرد و سنگينند

و چشمانم که تا ديروز

به عشقت مي درخشيدند ،

نمي داني چه غمگينند ،

برايم چشم هاي تو ،

چراغ روشن شب بود ،

نمي دانم چه خواهد شد .

پر از دلشوره ام ...

بي تاب و دلگيرم ...

کجا ماندي که من بي تو

هزاران بار در هر لحظه مي ميرم ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 09:05
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
@saeed-rezakhani
خوش اومدی دلمون واست تنگ شده بود {-7-}{-35-}{-41-}
7 دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 02:25
+5
hosein
hosein
یه دختر و پسر که روزی همدیگر را باتمام وجود دوست داشتن ، بعد از پایان ملاقاتشون با هم سوار یه ماشین شدند و آروم کنار هم نشستن ... دخترمیخواست چیزی را به پسر بگه ، ولی روش نمیشد ..!پسر هم کاغذی را آماده کرده بود که چیزی را که نمیتوانست به دختر بگوید در آن نوشته شده بود ...پسر وقتی دید داره به مقصد نزدیک میشه، کاغذ را به دختر داد ..دختر هم از این فرصت استفاده کرد و حرفش را به پسر گفت که شاید پس از پایان حرفش پسر از ماشین پیاده بشه و دیگه اون را نبینه ...دختر قبل از این که نامهی پسر را بخواند ، به اون گفت :دیگه از اون خسته شده ، دیگه مثل گذشته عشقش را نسبت به اون از دست داده و الان پسر پیدا شده که بهتر از اونه ..!پسر در حالی که بغض تو گلوش بود و اشک توی چشماش جمع شده بود ، با ناراحتی از ماشین پیاده شد............در همین حال ماشینی به پسر زد و پسردرجا مــُـرد ..دختر که با تمام وجود در حال گریه بود ، یاد کاغذی افتاد که پسر بهش داده بود!وقتی کاغذ رو باز کرد پسر نوشته بود:....

اگــه یــه روز تــرکــم کـنــی میــمیــرم......
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 00:37
+2
MiSs Roya
MiSs Roya
دوستت دارم را
نه آنقدر زود بگو که هنوز دوستت نداشته باشه
و نه آنقدر دير که ديگری را دوست داشته باشه...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 00:32
+1
MiSs Roya
MiSs Roya
یاد گرفتم

دستانم اینبار که یـــخ کرد

دیگر دستانت را نگیرم

آستین هایم از تو با ارزشتر و ماندنی ترند!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 00:26
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
76 دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 00:07
+7
-4
binam
binam
در CARLO
کاش میمرد این ساعت دلتنگی

و کاش نگاهم بدون تصور خاطراتت بسته میشد

نه غروب برایم معنی دارد نه طلوع

نه سکوت را میفهمم نه شلوغی را

کاش بمیرد این ساکن شدن

بمیرد این روزهای ساده و بی تو گذشتن

حتی مـــــــــــرد بودن را دیگر دوست ندارم

نه مرد نه زن دیگر هیچ چیز را دوست ندارم

سکوت کنم و دلم را ببندم روی تمام احساسات

که این خانه خراب از ابتدا هم خانه خراب بود





بی نام
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 22:48
+4
binam
binam
خدایا تورا هرروز که نه
با هر نفس حس میکنم
خراب شود این دوست داشتن های دنیایی
تا عشق آسمانیه تو هست
تنها هم که باشم هیچ باکی نیست
اینجا
آنجا
این دنیا
یا دنیای دگر
هرچا که باشم تو هستی
و این بهترین خصلت توست!




بی نام
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 22:44
+3
MiSs Roya
MiSs Roya
بعضــي اشــکهــــا هستند
بــــي دليل
بـــي بهانـــه
يـــک دفعـــه
نصفـــــ شبــي
عــجيب ، آدم را آرام مـيکنند . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 22:40
+5
binam
binam
@alireza_rad
به گروه فقط برای خدا خوش اومدی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 22:39
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ