یافتن پست: #رفته

دنیای عضله
دنیای عضله
[لینک]
دیدگاه  •   •   •  1393/09/26 - 11:54
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/09/21 - 20:26
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/09/21 - 19:45
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/09/21 - 19:20
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یادش بخیر، که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی


دیدگاه  •   •   •  1393/09/21 - 18:40
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گریه ام گرفته بود باید میودمدی
1 دیدگاه  •   •   •  1393/09/19 - 12:17
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
داستان خنده دار یک گلابی در كامیون گلابی ، یه روز یه كامیون گلابی داشته توی جاده می رفته كه یه دفعه می‌افته توی یه دست‌انداز، یكی از گلابی‌ها می‌افته وسط جاده، بر می‌گرده به كامیون نگاه می‌كنه و میگه:

گلابی‌ها، گلابی‌ها!

گلابی‌ها میگن: گلابی، گلابی!

كامیون دورتر می شه،

صداشون ضعیف‌تر می شه.

گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!

گلابی‌ها می گن: گلابی، گلابی!

باز كامیون دورتر میشه، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!

اما صدای گلابی دیگه به گلابی‌ها نمی‌رسه! گلابی‌ها موبایل راننده رو می گیرن و زنگ میزنن به موبایل گلابی،اما چه فایده كه گلابی ایرانسل داشته و توی جاده آنتن نمی‌داده!

گلابی یه نفر رو پیدا می‌كنه كه موبایل دولتی داشته، زنگ می‌زنه به راننده و می گه: گوشی رو بده به گلابی‌ها، وقتی كه گلابی‌ها گوشی رو می گیرن، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی ها!

گلابی ها می گن: گلابی، گلابی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اون شور و اشتیاقت تو حلقم ،

واقعا دوست داری باز هم ادامه داشته باشه ؟!؟!؟!؟!؟
2 دیدگاه  •   •   •  1393/09/15 - 21:05
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلتنگم نه دلتنگ تو...

دلتنگ اینکه یه روزی هوامو داشتی...

دلتنگ اینکه هر لحظه به یادم بودی...

دلتنگ هر دقیقه شنیدن صدات...

دلتنگ تا صبح بیدار موندنت، فقط به خاطر اینکه دل من گرفته...

دلتنگ اینکه اسممو سوالی صدا کنی...

دیدی؟ من که دلتنگ تو نیستم...
دیدگاه  •   •   •  1393/09/13 - 21:21
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/09/8 - 19:18
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
رفته بودم لبنیاتی، دیدم یه دختر اومده با یه سطل!

به فروشنده میگه: آقا یه کیلو شیر گاو بدین

فروشنده گفت: تو این سطلی که آوردی یه کیلو شیر گاو جا نمیشه

دختره خیلی خونسرد گفت: پس لطفا یه کیلو شیر گوسفند بدین!

به همین برکت قسم تا همین چند دیقه پیش داشتم قفسه های مغازه رو گاز میگرفتم!

:))):))))))):))))))))))
دیدگاه  •   •   •  1393/09/8 - 19:13
صفحات: 6 7 8 9 10 پست بیشتر

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ