یافتن پست: #رو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اینجـــا بـه مـَرز بـی تـَفـاوُتـی هـا رسیـده ام

دلـَــم را دیگــر هیـــچ نمـی لرزانــد!!

در مـَـن دلهـُــره….

در مـَـن تـــرس….

در مـَـن “احســآس مُــرده است” !!

ایـن روزهـآ بــی خـیـآل خیـالـَم شـُده ام

مـُنتظرَم دنــیـا تـَمـام شـَود…!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 20:25
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
روی بخار شیشه می نویسی "دوستت دارم" و بعد

پرده را می کشی

می روی سراغ درس و کتاب و

این سوی پنجره می مانم من

که تنهائی ام را تا تولد شعری تازه قدم بزنم

باران می آید

می دانم

تو خواهی خوابید و

شیشه را بخار خواهد گرفت و

"دوستت دارم" را هم!

و صبح که بیدار می شوی

از هول مشقهای نانوشته فراموشم خواهی کرد...!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 20:19
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1392/07/1 - 20:18]
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 20:14
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پس تو این دانشگاه چی یادتون میدن ؟”
سوالی که وقتی نمیتونی هرگونه سوالی که پدرتون از شما پرسید رو جواب بدی
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 20:05
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو هلند نمایشگاه گل برپا شده بود؛ ولی استقبال نشد، مردم گفتن چرا زیباترین گل جهان رو نیاوردین پس،.. . . . . . . . . ای بابا آخه منم کار دارم نمیتونم هروقت اینا نمایشگاه زدن پاشم برم که!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 19:59
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 19:57
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گر چه افکندی ز چشم خویش آسانم چو اشک

یک شب ای آرام جان بنشیم به دامانم چو اشک

یا به خاک تیره غلطم یا به رخسار گلی

بر خود از این بازی تقدیر لرزانم چو اشک

گر به چشمی بوسه دادم یا به رخساری چه شود

کین زمان با حسرتی در خاک غلطانم چو اشک

سوز پنهان درون است این که پیدا می شود

گه به لبهایم چو شعر و گه به چشمانم چو اشک
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 19:53
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 19:52
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 19:44
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 19:37
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ