یافتن پست: #رو

saqar
saqar
در CARLO
دانشجويي كه سال آخر دانشگاه را مي گذراند به خاطر پروژه اي كه انجام داده بود جايزه اول را گرفت. او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستي مبني بر كنترل سخت و يا حذف ماده شيميايي «دي هيدروژن مونوكسيد» توسط دولت را امضا كنند و براي اين خواسته خود دلايل زير را عنوان كرده بود:
۱- مقدار زياد آن باعث عرق كردن زياد و استفراغ مي شود.
۲- يك عنصر اصلي باران اسيدي است.
۳- وقتي به حالت گاز در مي آيد بسيار سوزاننده است.
۴- استنشاق تصادفي آن باعث مرگ فرد مي شود.
۵- باعث فرسايش اجسام مي شود.
۶- حتي روي ترمز اتوموبيل ها اثر منفي مي گذارد.
۷- حتي در تومورهاي سرطاني نيز يافت شده است.

از ۵۰ نفر فوق ۴۳ نفر دادخواست را امضا كردند. ۶ نفر به طور كلي علاقه اي نشان ندادند و اما فقط يك نفر مي دانست كه ماده شيميايي «دي هيدروژن مونوكسيد» در واقع همان آب است!!!

عنوان پروژه دانشجوي فوق «ما چقدر زود باور هستيم» بود!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:11
+3
دانیال
دانیال
دقیقا مثل دخترا که شبیه طالبین. همونای که پشت وانت کنار خیابون میفروشن و میگن طالبی ساوه. بابا لامصبا طالبی ساوه کجا اونی که شما میفروشید کجا. چند وقت دیگه میاد تو بازار
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:08
+5
دانیال
دانیال
امروز نبود. پریروز بود.
حال تن تن بزنیددددددددددددد{-7-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:00
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مخترع MOUSE کامپیوتر امروز در گذشت،به احترامش یه دقیقه تند تند راست کلیک کنید:l
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 18:58
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دل یارو مثل بازار گلوبندک آدم توش رفت و امد میکنه بعد نوشته قلبم هم مثل قبرم فقط یه نفر توش راه میدم :))))))))))
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 18:46
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه سواله كه خیلی وقته ذهن من و به خودش مشغول كرده
اونم اینه كه وقتی كسی پولمون رو بالا كشید یه لیوان آبم روش بریم كلانتری بگیم كلاه كذاشتن سرمون یا كلاهمون رو برداشتین ؟!
من كه حسابی گیج شدم !!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 18:42
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
برادر زاده ام شیش سالشه یه حلزون پیدا کرده آورده خونه هرجا حلزون میره این پشت سرش میره صورتشو میماله به کف زمین. میگم چرا اینکارو میکنی عسیسسسسسسسسمممم؟ . میگه چون حلزون موقع حرکت ترشحاتی از خود به جا میزارن که حاوی کلاژن و الاستینه که باعث میشه چین و چروک صورت از بین بره وصورتی شاداب و به ما هدیه بده و دیگه باید با چین و چروکا خدافظی کرد :| :| :| :| :| :|:| :|:|:| :|:|:|:| :|:|:|:|:| :| اونوقت من 6 سالم بود صورتمو میگرفتم جلوی پنکه می گفتم آآآآآآآآآآاااااااااا:))))
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 18:37
+2
saman
saman
در CARLO
خسته ام از تظاهر به ایستادگی

از پنهان کردن زخم هایم

زور که نیست

دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و

با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است...

اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم

میخواهم لج کنم

با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا

چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید

و مثل هر روز باشی...

خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی....

میخواهم بکشم کنار

از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 17:50
+5
saman
saman
در CARLO
يك نصيحت : مواظب خودت باش....!
يك خواهش : اصلا عوض نشو....!
يك ارزو : فراموشم نكن....!
يك دروغ : دوستت ندارم....!
يك حقيقت : دلم برات تنگ شده....!
ويك رويا : تورو داشتن
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/15 - 16:54]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 16:53
+5
saman
saman
ابویزید بسطامی را پرسیدند که این پایگاه به دعای مادر یافتی، این معروفی (شهرت) به چه یافتی؟ گفت: آن را هم به دعای مادر، که شبی مادر از من آب خواست. بنگریستم در خانه آب نبود، کوزه برداشتم.به جوی رفتم آب بیاوردم.چون بر سر مادر آمدم، خوابش برده بود. با خود گفتم که اگر بیدارش کنم من بزهکار باشم. بایستادم تا مگر بیدار شود. تا بامداد بیدار شد. سربلند کرد و گفت: چرا ایستاده ای؟ قصه بگفتم.برخاست و نماز کرد و دست بر دعا برداشت و گفت: الهی چنان که این پسر مرا بزرگ و عزیز داشت، اندر میان خلق او را بزرگ و عزیز گردان.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 16:06
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ