یافتن پست: #رو

aB'Bas S
aB'Bas S
تو تاکسی نشسته بودم یه بچه هم پشت سرم نشسته بود با مامانش همه اش داشت گریه میکرد موز میخواست هی غر غر میکردو گریه میکرد همه کلافه شده بودیم راننده خواست آرومش کنه بهش گفت عزیزم الان پیاده میشید مامان برات موز میخره
بچه هم پررو نه گذاشت نه برداشت با همون حالت گریه به راننده گفت( بالهجه کرمانی غلییییییییظ )تو دیگه گا مخورررر!!!!!!!
آقا سکوتی تاکسیو گرفت که تو قبرستون هم نیست…!(کرمانیا به گه میگن گا ببخشید محض اطلاع گفتم){-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:45
+8
aB'Bas S
aB'Bas S
بچها لايك گروه فراموش نشه ها ا ا ا. ممنون{-21-}
آخرین ویرایش توسط abbasv6 در [1390/12/20 - 18:39]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:34
+3
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
{-7-}
7 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:33
+6
-1
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
یادمه وقتی بهم رسیدیم
تو زمینی بودی و هم رنگ خاک
من آسمونی بودم و هم سازه باد
تو به من راه رفتن با کفش های گلی روی اسفالت رو یاد دادی
و پرواز را از من آموختی ….. هرچند نیمه کاره
روزی بالهایم را برای تجربه کردن آغوش آسمان قرض گرفتی و
جاش قول دادی کفشهایت را به من بدهی…!
و پ[!] ، بال زدی و بال زدی
اوج گرفتی بالاتر و بالاتر … دورتر ودورتر و دیگر دیده نشدی
تو انقدر ذوق پرواز را داشتی که یادت رفت کفشهایت را درآوری
ومن وقتی به خودم آمدم پا برهنه چشم به راه برگشتنت
ایستاده بودم روی جاده … روزها گذشت و تو برنگشتی
چون راهه برگشت را در آغوش آسمان گم کرده بودی …..
آخه میدونی !! تو هیچ وقت درس
پرواز را خوب یاد نگرفتی
ومن دلسوزانه از این پایین با حداکثر توانم
آخرین درس پرواز راهم برایت فریاد زدم شاید بشنوی
مواظب باش با کفشهایه گلییت آسمان را
کثیف نکنی
و آن وقت بدون بالهایم و کفشهایت روی آسفالت راه زمینیم را
آغاز کردم ……
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:30
+6
آخرین ویرایش توسط hajivandian در [1391/01/18 - 08:05]
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:23
+11
ramin
ramin
چقدر خوبه آدم یكی رو دوست داشته باشه نه به خاطر اینكه نیازش رو برطرف كنه نه به خاطر اینكه كس دیگری رو نداره نه به خاطر اینكه تنهاست و نه از روی اجبار بلكه به خاطر اینكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:22
+7
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
میگم چطوره عکس خودمو بذارم توی خوشگلترین ها...روی همه کم شه{-7-}
آخرین ویرایش توسط sin_sin در [1390/12/20 - 18:21]
6 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:19
+5
سحر
سحر
استاد میشه یکمی رعایت کنی،آرومتر حرف بزنی؟
مگه نمیبینی خوابیم خب!
______________________________________
اشتیاق و علاقه تون به درس تـــو حلقـــــم :))
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:06
+7
آخرین ویرایش توسط hajivandian در [1390/12/20 - 18:25]
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 17:58
+12
mehrshad kabiri
mehrshad kabiri
مکالمه ای بین من و مادرم:
-مامان
- جونم
- داشتم ماست می خوردم
- نوش جونت دخترم
- ریخت رو فرش
- کوفت بخوری نکبت...
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 17:56
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ