به یک جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی رنج را نباید امتداد داد ...باید مثل یک چاقو که چیزها را میبرد و از میانشان میگذرد ...از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی
عجیب دلهره دارم، این شبها! و زندگی این روزهایم چه قدر پر از کارهای نکرده است انگار باید عمیق تر شوم در مفهوم زمان این روزها...دور برم پر از قصه نگفته است....انسانها همیشه دنبال همدیگر میدوند.......اما هیچ وقت بر نمیگردند تا کسانی را که دنبالشون میدوند رو ببینند ...
عشق نمی پرسه اهل کجایی؟… فقط می گه توی قلب من زندگی کن! عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟… فقط می گه همیشه با من هستی! عشق خیلی غلط های دیگه هم ممکنه بخوره که نباید باور کنی