یافتن پست: #زن

مهسا
مهسا
در غریبی ناله ها کردم ، کسی یادم نکرد ... در قفس جان دادم ، صیاد آزادم نکرد ... ضربه ی مردم چنان از زندگی سیرم نمود ... آرزوی مرگ کردم ، مرگ هم یادم نکرد ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:46
+6
مهسا
مهسا
زندگی وقت کمی بود و نمی دانستیم همه ی عمر دمی بود و نمی دانستیم ... حسرت رد شدن ثانیه های کوچک فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم ... تشنه لب عمر به سر رفت و به قول سهراب آب در یک قدمی بود و نمیدانستیم !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:44
+6
مهسا
مهسا
خدایا ... کودکان گل فروش را می بینی ؟؟؟ مردان خانه به دوش ... دختران تن فروش ... مادران سیاه پوش ... واعظان دین فروش ... محراب های فرش پوش ... انسان های آدم فروش ... همه را می بینی ؟؟؟ میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:43
+6
مهسا
مهسا
مترسک ناز می کند کلاغ ها فریاد می زنند و من سکوت می کنم.... این مزرعه ی زندگی من است خشک و بی نشان
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:38
+3
-1
مهسا
مهسا
سخت ترین لحظات زندگی ام جایی است که به خاطر دیگران لبخند میزنم.... و بــــــه خـــــاطــــر تـــو از درون می گریــــم.... پس سهم خودم کجاست........!!!؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 20:46
+6
مهسا
مهسا
جسارت می خواهد . . . نزدیک شدن به دورتــــــــــــــــــرین افکار زنی . . . که روزهـــــــــــــا . . . " مردانه " با زندگی می جنگد . .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 20:45
+6
mohsen
mohsen
پسر به دختر : می خوای خورشید زندگی من باشی ؟ دختر : آره پسر : پس ۹۲,۹۵۵,۸۸۷٫۶ مایل از من دور بمون !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 20:16
+4
رضا
رضا
یاد بگذشته به دل ماند و دریغ نیست یاری كه مرا یاد كند دیده ام خیره به ره ماند و نداد نامه ای
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 19:40
+8
امیرحسین
امیرحسین
روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد! تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت: من تمام اجزا ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز می کنم و تعمیر میکنم! در حقیقت من آن را زنده می کنم! حال چطور درآمد سالانه ی من یک صدم شما هم نیست؟! جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت : اگر می خواهی درآمدت ۱۰۰برابر من شود اینبار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است آن را تعمیر کنی!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 19:40
+8
رضا
رضا
یاد بگذشته به دل ماند و دریغ نیست یاری كه مرا یاد كند دیده ام خیره به ره ماند و نداد نامه ای
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 18:54
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ