رضا
تو که قدر وفا مو ندونستی میشد یه رنگ بمونی نتونستی گمون نکن که تو دستات یه اسیرم دگه قبلم و از تو پس میگیرم
ali rad
زندگی گریه ی مختصریست... مثل یک فنجان چای... و کنارش عشق است... مثل یک حبه قند... زندگی را با عشق نوش جان باید کرد
ali rad
وقتی قرار شد من بیقرار تو باشم و تو تنها قرار زندگیم باشی… از هر چه قرار است غیر تو باشد… خواهم گذشت
رضا
زیادی خوبی كردم رفتی نموندی با ما آخر خط رسیده دوسم نداری حالا *** با رقیبم نشستی گفتی همین كه هستی رفتی و بی تفاوت دل منو شكستی ***** یه روزی بر میگردی وقتی كه خیلی دیره خیال میكردی قلبم بدون تو میمیره ***** خیال میكردی هیچوقت دست تو رونمیشه بازی دیگه تمومه برو واسه همیشه **** دلم گرفته از تو از عاشقی حرف نزن آخر قصه ما نه تو میمونی نه من
رضا
همه میپرسند چیست در زمزمه مبهم آب چیست در همهمه دلکش برگ چیست در بازی آن ابر سپید روی این آبی آرام بلند که ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال ...................
sasan pool
چرا به وبلاگ من هرکی سر میزنه نظر نمیزاره؟چرا آخه؟واقعا چرا؟چررررااااااااااااااااااااااااااااا؟
رضا تو دیگه چرا؟؟
1390/10/22 - 20:15چی چرا زهراجون؟
1390/10/22 - 20:15دم از عشقو بی وفایی میزنی؟؟؟
1390/10/22 - 20:17خب یه بلایی سرم آوردن که باید بگم
1390/10/22 - 20:18