یافتن پست: #زن

mahdi
mahdi
لره می ره بخوابه پشه میاد نیشش می زنه می افته دنبالش گوشه اتاق گیرش میاره تا می خواد بزنه پشه تو چشاش نگاه می کنه می گه بابا آره اون واقعا پسرمه چون خون من تو رگاشه {-7-}{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 01:37
+2
ebrahim
ebrahim
یه گوسفند رو سوار یه پورشه کنید.. خود به خود خوش تیپ، خوش استایل، مرد زندگی، شاهزاده رویاها و فرد ایده آل میشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 01:14
+2
mohsen
mohsen
قلمراد می خواسته از همسایه شون نردبون قرض بگیره با خودش فکر می کنه ، میگه : الان اگه برم بگم نردبونتون رو بدین شاید همسایه بگه نردبون ما کوتاهه ، یا بگه نردبون ما شکسته ، یا بگه نردبون رو به یکی دیگه قرض دادیم. خلاصه می ره دم خونه همسایه در می زنه همسایه میاد دم در میگه : بله بفرمایید… قلمراد میگه : برو بابا شما هم با این نردبونتون !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 01:11
+1
mahdi
mahdi
زنگیدم به بابام میگم:همین حالا پول بریز به حسابم.میگه پول لازم داری دخترم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ پ نه پ مرض دارم .میخواستم موجودیمو چک کنم ذوق کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 00:08
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به جرم اينكه خيلي ساده بودم/ به زندان دلت افتاده بودم / اگر چه حكم چشمانت ابد بود/ براي مرگ هم آماده بودم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 23:29
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 23:23
+2
mahdi
mahdi
آیا کسی هست مرا یاری کند {-48-}{-23-}{-23-}{-50-}{-50-}{-7-}{-7-}{-7-}{-1-}{-1-}{-1-}
5 دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 23:17
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
5 دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 23:04
+3
رضا
رضا
روزی ما دوباره کبوترهایِ مان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت. *** روزی که کم ترین سرود بوسه است و هر انسان برایِ هر انسان برادری ست. روزی که دیگر درهایِ خانه شان را نمی بندند قفل افسانه یی ست و قلب برای زنده گی بس است. روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است تا تو به خاطرِ آخرین حرف دنبالِ سخن نگردی. روزی که آهنگِ هر حرف، زنده گی ست تا من به خاطرِ آخرین شعر رنجِ جُست و جویِ قافیه نبرم. روزی که هر لب ترانه یی ست تا کم ترین سرود، بوسه باشد. روزی که تو بیایی، برایِ همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان شود. روزی که ما دوباره برای کبوترهایٍ مان دانه بریزیم... *** و من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی که دیگر نباشم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 20:32
+1
masoud
masoud
یادش به خیر .... یه زمانی تنها دغدغه ی زندگیمون این بود که دسته ی اصلی آتاری دست ما باشه...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 19:18
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ