یافتن پست: #زن

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
هیچ عیب ندارد که دانا و فیلسوف باشید، ولی اگر هستید، طوری رفتار کنید تا کسانی که با شما حرف می زنند، تصور کنند مانند خودشان ساده اید : آناتول فرانس .{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 10:37
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
کودکی که آماده تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسید: «می گویند فردا شما مرا به زمین می‌فرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟»خداوند پاسخ داد: « از میان تعداد بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته‌ام. او از تو نگهداری خواهد کرد.» اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه :«اما اینجا در بهشت، من هیچ کار جز خندین و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.»خداوند لبخند زد «فرشته تو برایت آواز می خواند، و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.»کودک ادامه داد: «من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟»خداوند او را نوازش کرد و گفت: «فرشته تو، زیباترین و شیرین ‌ترین واژه‌هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.»کودک با ناراحتی گفت: «وقتی می خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 00:11
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
اما خدا برای این سئوال هم پاسخی داشت: «فرشته‌ات، دستهایت را درکنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می‌دهد که چگونه دعاکنی.»کودک سرش رابرگرداند وپرسید: «شنیده‌ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می‌کنند. چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟ »- «فرشته‌ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.»کودک با نگرانی ادامه داد: «اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی‌توانم شما راببینم، ناراحت خواهم بود.»خدواند لبخند زد و گفت:‌ «فرشته‌ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، گر چه من همیشه درکنار تو خواهم بود.»در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می‌شد. کودک می‌دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند.او به آرامی یک سئوال دیگر از خداوند پرسید: «خدایا ! اگر من باید همین حالا بروم لطفاً نام فرشته‌ام را به من بگویید.»خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد:«نام فرشته‌ات اهمیتی ندارد. به راحتی او را مادر صدا کن
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 00:08
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
نوروز همه باغ و چمن غرق شکوفه ست
دل هر نفس از بوی گل و لطف هوا مست
بر خیز و به رقص آی و بنه بر سر غم پای
بنشین و بخوان شعرو بده جام وبزن دست
ای دوست در این روز دل افروز بهاری
دلتنگ در این خانه غمگین به چه کاری؟
صبح است،نخواهی نفسی تازه برآری
با اهل جهان گفتنی از مهر چه داری؟
خواهی که همه روز بود بهر تو نوروز؟
خواهی که شود روز تو و بخت تو پیروز؟
از چهره ی تابنده ی گل خنده بیاموز
در چهره ی خود گلشنی از خنده بر افروز!
فریدون [!]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 23:49
+2
reyhan 70
reyhan 70
عروس متولد 74 داماد متولد 72!
کدام گزینه صحیح است؟
1) ما ترشیدیم رفت
2) اینا خاله بازی راه انداختن
3) دارندگی و برازندگی
4) پسره و دختره چیزی تو خودش دیده حتما
5) تف تو روشون که اینطوری احساسات ما رو جریحه دار می کنند
6) من زن مــــــــی خـــــــــــوام <img src=(" title=":((" />( !!××!!

جواب من: گزینه 1
جواب شما؟؟؟؟؟
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 23:35
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺑﻪ پسره ﻣﯿﮕﻢ ﻋﮑﺴﺘﻮ ﺑﺰﺍﺭ ﺗﻮ ﻭﺍﻟﺖ
ﻣﯿﮕﻪ ﻋﮑﺲ ﻋﻤﺘﻮ ﺑﺰﻥ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﮐﺼﺎﻓﻂ |:
ﺁﯼ ﮐﯿﻮ ﺩﺭ ﺣﺪ ﺷﺘﺮ |: ﭼﯽ ﺑﮕﻢ ﺁﺧﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ؟ |:
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 23:01
+2
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
زندگ دیکته گفت و ما
همش پشت غلط . . .
نوشتیم با الف
نقطه گذاشتیم ته خط . . .
منو از اول همه جا نشوندن اخر کلاس
بهم میگن یه کاری کن ، میگن حسابت با . . .
خدا اجازه من دلم بسته به زنجیـــــره
نگاه نکن به مـن ، نگاه بکن به . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 16:33
+8
puya
puya
از حجله عربه صدای جیغ میاد بیرون، همه دست میزنند و كل می‌كشند. عربه میاد بیرون و میگه: چه خبرتونه؟ تازه نشونش دادم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 16:22
+5
puya
puya
شماره يه نفر رو Irancell سِـيو كردم كه هروقت واسم اس اومد همه فك كنن ايرانسله!يه روز گوشيم رو ميز بود.....مامانم گفت بيا ايرانسل داره بهت زنگ ميزنه ! ! ! !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 16:17
+5
saman
saman
در CARLO
چرا غمگيني؟عاشق شدم!!!!

آيا عشق شيرين است؟بله....شيرين تر از زندگي!!!!

چرا تنهايي؟ويژگي عاشق هاست!!!!

لذت تنهايي چيست؟فکر به او و خاطرات و!!!!

چرا مي روي؟براي اينکه او رفت!!!!

دلت کجاست؟پيش او!!!!

قلبت کجاست؟او برده!!!!

پس حتما بي رحم بوده؟نه...اصلا!!!!

چرا؟چون باز هم او را مي پرستم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 12:40
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ