یافتن پست: #زن

babak
babak
از کسانیکه مرا دوست دارند ممنونم ؛ آنان قلب مرا بزرگتر میکنند. از کسانیکه مرا ترک می کنند متشکرم ؛ آنان بمن می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست. از کسانیکه با من می مانند سپاسگزارم ؛ آنان به من معنای دوست واقعی را نشان می دهند (کوروش کبیر)
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 21:12
+1
mah3a
mah3a
بابا من از بچگیم با ریاضی‌ مشکل داشتم..!!! سوال داده بدون حل معادله جوابو بدست بیار...!؟؟ خوب یکی‌ نیس بگه بی‌شعور بدون حل آخه جواب چطوری بدست بیارم ..!!!
کیا از ریاضی‌ بدشون میاد مثل من ؟
:|
5 دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 20:36
+7
-1
مهسا
مهسا
@ronak اگر خوبان عالم جمع باشند / یقینا نزد من تو بهترینی / اگر از خوبترها

حلقه سازند / تو در آن حلقه میدانم نگینی {-41-}{-35-}{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 18:43
+9
مهسا
مهسا
وقتی به عقب بر میگردی متوجه میشی که جای بعضیا الان که تو زندگیت خالی نیست هیچ ، اون موقع هم زیادی بوده.......
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 18:22
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ه دسته از آدما هستن که خیلی رو مُـــخن :
1- اونایی که وقتی داری فیلم می بینی فکر میکنن تو نمی فهمی و هی واست توضیح میدن
2- اونایی که وقتی کنارت ایستادن برای اینکه حواست به حرفاشون باشه هی با آرنج به پهلوت میزنن
3- و اونایی که وقتی داری با تلفن صحبت میکنی هی میپرسن کیه؟ کیه
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 17:45
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کــیــا ایــنــو میــشــنــاســن؟
13 دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 17:21
+4
farshad
farshad
به سلامتی پیک نیک زندونی ای که 13 بدر از توی حبس انباری میاد بیرون !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 17:11
+3
Alireza
Alireza
اهل کاشانم
روزگارم بد نیست.
تکه نانی دارم،خرده هوشی ،سر سوزن ذوقی.
مادری دارم بهتر از برگ درخت.
دوستانی،بهتر از آب روان.
وخدای که در این نزدیکی است:
لای این شب بوها، پای آن کاج بلند.
روی آگاهی آب ،روی قانون گیاه.
من مسلمانم.
قبله ام یک گل سرخ.
جانمازم چشمه،مهرم نور.
دشت سجاده من.
من وضو با تپش پنجرها می گیرم.
در نمازم جریان دارد ماه،جریان داردطیف
سنگ از پشت نمازم پیداست:
همه ذرات نمازم متبلورشده است.
من نمازم را وقتی می خوانم
که اذانش را باد،گفته باشد سر گلدسته سرو.
من نمازم را پی «تکبیره الاحرام» علف می خوانم،
پی «قدقامت» موج.
کعبه ام بر لب آب،
کعبه ام زیر اقاقی هاست.
کعبه ام مثل نسیم، می رود باغ به باغ،می رود شهر به شهر
«حجرالا سود» من روشنی باغچه است.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 15:48
+5
Alireza
Alireza
اهل کاشانم
نسبم شاید برسد
به گیاهی در هند،به سفالینه ای از خاک«سلیک»
پدرم پشت دوبار آمدن چلچله ها، پشت دو برف
پدرم پشت دو خوابیدن در مهتابی
پدرم پشت زمانها مرده است
پدرم وقتی مرد،آسمان آبی بود
مادرم بی خبر از خواب پرید خواهرم زیبا شدسهراب
پدرم وقتی مرد پاسبانها همه شاعر بودند
مرد بقال از من پرسید:چند من خربزه می خواهی؟
من از او پرسیدم:دل خوش سیری چند؟
پدرم نقاشی می کرد
تار هم می ساخت،تار هم می زد
خط خوبی هم داشت
باغ ما در طرف سایه دانایی بود
باغ ما جای گره خوردن احساس و گیاه
باغ ما نقطه برخورد نگاه و قفس وآینه بود
باغ ما شاید،قوسی از دایره سبز سعادت بود
میوه کال خدا را آن روز می جویدم در خواب
آب بی فلسفه می خوردم
توت بی دانش می چیدم
تا اناری ترک ی برمی داشت دست فواره خواهش می شد
تا چلویی می خواند،سینه از ذوق شنیدن می سوخت
گاه تنهایی،صورتش را به پس پنجره می چسبانید
شوق می آمد،دست در گردن حس می انداخت
فکر،بازی می کرد
زندگی چیزی بود مثل یک بارش عید،یک چنار پر سارسهراب
زندگی در آنوقت صفی از نور و عروسک بود
یک بغل آزادی بود
زندگی درآن وقت حوض موسیقی بود
<<سهراب سپهری>>
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 15:45
+5
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
این روزها هرکی منو میبینه میگه:

وااااااااااااایییییی..... خوش به حالت چقدر لاغر شدی...

رمز موفقیتت چی بوده؟؟؟؟؟...

من فقط لبخند میزنم و تو دلم میگم:

هیچی فقط یه مدت بازیچه شدن...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 15:28
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ