یافتن پست: #سالم

محمد
محمد
ﮔﻮﺯﻟﯿﻢ ﺳﺎﻟﻤﺎ ﮔﻮﺯﻭﻧﻦ ﻣﻨﯽ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﮐﯿﻤﯽ

ﺳﻮﯾﺮﻡ ﻣﻦ ﺳﻨﯽ ﺑﯿﺮ ﻋﺎﺷﻖ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﮐﯿﻤﯽ

ﻧﻪ ﺍﻭﻻﺭ ﺷﻤﻊ ﺍﻭﻻﺳﺎﻥ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﺳﻦ ﻧﻮﺭ ﺳﺎﻻﺳﺎﻥ

ﻣﻨﺪﻩ ﻫﺮ ﮔﻮﻥ ﺩﻭﻻﻧﺎﻡ ﺑﺎﺷﯿﻮﻩ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﯿﻤﯽ

...
معنی:
زیبای من،منو مثه غریبه ها از خودت دور نکن
من تورو مثله دیوانه ها دوست دارم
چی میشه اگه شمع بشی و همه دنیارو روشن کنی
منم هرروز مثله پروانه دورت بگردم...♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/30 - 11:12
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیروز شبکه های ماهوارمون بهم ریخته بود پسر خاله ی 4 سالم اومد سرچ کردو همرو مرتب کرد!!
اونوقت من 15سالم بود میرفتم رو پشت بوم دستمو میذاشتم رو آنتن تلویزیون فک میکردم الان تو تلویزیونمون نشونم میده بابام اینا منو میبین O____o
دیدگاه  •   •   •  1392/08/27 - 20:03
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
! ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺩﻭﺭﺍﻥ
ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﻪ ﻣﮕﺲ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ ﺑﻬﺶ
ﻧﺦ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻢ ﺑﻌﺪ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ
ﺑﺎﻟﻬﺎﺷﻮ ﻣﯿﮑﻨﺪﻡ ﻣﯿﺒﺴﺘﻤﺶ ﺍﻭﻥ ﺳﺮ ﻧﺦ, ﺑﻌﺪ ﻣﮕﺲ
ﺳﺎﻟﻤﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﺑﮑﺴﻞ
ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻣﯿﺒﺮﺩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ
ﻻﻣﺼﺐ ﺻﺤﻨﻪ ﯼ ﭘﺮﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺑﻮﺩ
دیدگاه  •   •   •  1392/08/21 - 22:35
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
مامان، اجازه هست ابروهامو بر دارم؟....... نه
مامان، اجازه هست تونیک صورتی بپوشم؟...... نه
مامان، اجازه هست مثل باربی ارایش کنم؟...... نه
ماماااااااااان یعنی چی که همش میگی نه...، من ۱۸ سالم شده ها
مامان :ااه جمشید، خفه میشی یا خفت کنم؟ {-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/08/13 - 19:24
+3
AmirAli
AmirAli
ﻗﺪﻳﻤﺎ ﻣﻴ ﮕﻔﺘﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﮔﻪ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﭘﻮﺳﺖ ﭘﺮﺗﻘﺎﻟﻮ ﺳﺎﻟﻢ ﺩﺭ ﺑﻴﺎﺭﻩ

ﻭﺍﺳﺶ ﺷﻮﻫﺮ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﻴﺸﻪ !

ﺩﺧﺘﺮﺍﯼ ﻋﺰﯾﺰ ﺍﻻﻥ ﻫﻤﻴﻦ ﺣﺮﮐﺘﻮ ﺑﺎ ﻧﺎﺭﮔﻴﻠﻢ ﮐﻨﻴﻦ ﺩﻳﮕﻪ ﻓﺎﻳﺪﻩ ﻧﺪﺍﺭﻩ !

دیدگاه  •   •   •  1392/08/12 - 21:02
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عاقا چند سال پیش دوستان ما درست زمانی که دو سه روزی یه سفر رفته بودیم یه شایعه ای درست کردن مینی بر مرگ ما و توی مدرسه و باشگاه و محل منتشر کردن
حال بماند خانواده که فوری زنگ زدن و مطمئن شدن من سالمم
اون اوشگولایی هم که بدون پرس و جو سیاه برام پوشیدن و برام گریه کردن هم بماند
اون اوشگولی هم که بعد چند روز اومده در خونمون پارچه مشکی تسلیت خودمو داده دست خودم <میگه به پدر جان سلام برسون بگو بعد نماز با همکارا میرسیم خدمتتون> رو کجای دلم میزاشتم
خو لامصب بپرس من کیم تا منم بهت بگم خود مرحومم
دیدگاه  •   •   •  1392/08/12 - 18:25
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من با این سن و سالم هنوز یه وقتایی از تاریکی میترسم! بعد برادر زاده ی ۷ ساله م توی تاریکی نشسته، بهش میگم: تو تاریکی چه کار میکنی؟ میگه دارم با روحِ اجسام ارتباط برقرار میکنم !! اینا بچه نیستن دایناسورن
دیدگاه  •   •   •  1392/08/11 - 20:26
+3
hamed noori
hamed noori
ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺩﻭﺭﺍﻥ
ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﻪ ﻣﮕﺲ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ ﺑﻬﺶ
ﻧﺦ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻢ ﺑﻌﺪ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ
ﺑﺎﻟﻬﺎﺷﻮ ﻣﯿﮑﻨﺪﻡ ﻣﯿﺒﺴﺘﻤﺶ ﺍﻭﻥ ﺳﺮ ﻧﺦ, ﺑﻌﺪ ﻣﮕﺲ
ﺳﺎﻟﻤﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﺑﮑﺴﻞ
ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻣﯿﺒﺮﺩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ
ﻻﻣﺼﺐ ﺻﺤﻨﻪ ﯼ ﭘﺮﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺑﻮﺩ
دیدگاه  •   •   •  1392/08/11 - 18:40
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/08/11 - 15:57
+7
بهناز جوجو
بهناز جوجو

همین روزاس که رو مودم اینترنت عکس مثانۀ یه آدم سالمو بذارن کنار عکس مثانۀ یه معتاد اینترنت، با هم مقایسه کنن و به مردم هشدار بدن! دسشویی دارید برید خب، نذارید بمونه {-18-}

دیدگاه  •   •   •  1392/08/9 - 10:57
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ