یافتن پست: #سلام

sasan pool
sasan pool
@fokolmokol سلام عزیزم خوبی؟هم دنبالت کردم هم الان عضو گروهت میشم.ممنون که به من پیغام دادی.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 18:06
+1
فکل مکل
فکل مکل
hi
3 دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 17:46
+3
vahid
vahid
سلام به همگي
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 13:57
+1
sasan pool
sasan pool
شوهر مریم چند ماه بود که در بیمارستان بسترى بود. بیشتر وقت‌ها در کما بود و گاهى چشمانش را باز مى‌کرد و کمى هوشیار مى‌شد. امّا در تمام این مدّت، مریم هر روز در کنار بسترش بود.یک روز که او دوباره هوشیاریش را به دست آورد از مریم خواست که نزدیک‌تر بیاید. مریم صندلیش را به تخت چسباند و گوشش را نزدیک دهان شوهرش برد تا صداى او را بشنود. … شوهر مریم که صدایش بسیار ضعیف بود در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت: «تو در تمام لحظات بد زندگى در کنارم بوده‌اى. وقتى که از کارم اخراج شدم تو کنار من نشسته بودى. وقتى که کسب و کارم را از دست دادم تو در کنارم بودى. وقتى خانه‌مان را از دست دادیم، باز هم تو پیشم بودى. الان هم که سلامتیم به خطر افتاده باز تو همیشه در کنارم هستى. و مى‌دونى چى می‌خوام بگم؟» مریم در حالى که لبخندى بر لب داشت گفت: «چى مى‌خواى بگى عزیزم؟» شوهر مریم گفت: «فکر مى‌کنم وجود تو براى من بدشانسى میاره!»
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 13:32
+1
رضا
رضا
سلام
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 10:39
+5
gha3m
gha3m
سلام من اومدم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:13
+3
vahid
vahid
سلام. من vahid هستم، از اعضای جدید ... :)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:12
+1
vahid
vahid
به سلامتیه زنجیری که صدسال زیربرف و بارون می مونه می پوسه ولی از هم جدا نمیشه . امیدوارم بمونیم . بپوسیم ولی ازهم جدانشیم .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 00:54
vahid
vahid
سلام. من vahid هستم، از اعضای جدید ... :)
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 00:04
+1
ali
ali
من که خدا نیستم بگم ؛ صد بار اگه توبه شکستی باز آی … ! رفتی ؛ … ” به سلامت “
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 22:12
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ