یافتن پست: #شب

saman
saman
در CARLO
دختره تا دیروز توی خونه شون نمیزاشتن چایی بُخوره که یه وقت شب جاشو
خیس نکنه !!!
حالا به ما که رسیده میگه : قهــــــوه!!! فقط تلخ باشه پلـــــیززز…. :| :|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 15:30
+4
sara
sara
عاشق که میشوی!

مواظب خودت باش

شبهای باقیمانده عمرت

به این سادگیها نخواهند گذشت.....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 12:19
+4
sara
sara
یه شب خالم امده بود خونمون پسر بزرگش (سعید)زد پَسه کله داداشش ۵سالشه(سپهر)جوری که مثه تف چسبید کف زمین همه منتظر بودیم سپهر بلند شه مثه اسب شیهه بکشه حمله کنه به سعید که این کارو نکرد!!
فردا صبحش چند باری زنگ زدم به سعید جواب نداد.
زنگ زدم خالم میگم سعید کجاست؟!!
خالم با خونسردی کامل:سعید تو اورژانس
من: Oo
خالم: {-7-}
چرا چی شده؟!!
خالم:صب که سعید خواب بود سپهر رفته با ماهی تابه زده تو صورت سعید{-8-}{-8-}
یعنی یه همچین فک و فامیل داغونی داریم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 11:47
+4
sara
sara
ﺑﺎﺑﺎ ﻟِﻨﮓ ﺩﺭﺍﺯ ﻋﺰﯾﺰﻡ:
ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻟﺨﻮﺷﯽ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻧﺪﺍﻧﯽ
ﻭ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺑﺪﺍﺭﻡ .
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﻭ ﻣﯿﺮﺍﻧﯽﺍَﻡ،
ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭﻭﻥ ﺩﻟﻢ ﻓﺮﻭ ﻣﯽﺭﯾﺰﺩ ...
ﭼﯿﺰﯼ ﺷﺒﯿﻪ ﻏﺮﻭﺭ!
ﺑﺎﺑﺎ ﻟﻨﮓ ﺩﺭﺍﺯ ﻋﺰﯾﺰﻡ:
ﻟﻄﻔﺎ ﮔﺎﻫﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻥ ﺑِﺰﻥ، ﻭ ﺑﮕﺬﺍﺭ
ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺑﺪﺍﺭﻡ!
ﻣﻦ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳــــﺖ ﻣﯽﺩﺍﺭﻡ ...
ﺣﺘﯽ ﺳﺎﯾﻪﺍﺕ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﯽﺭﺳﺪ!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 09:49
+3
sara
sara
ديشب داشتم فوتبال رو از کانال عربی می‌ دیدم...

گزارشگر هر جمله‌ ای میگفت

مادربزرگم میگفت: آمین !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 09:19
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/04/18 - 23:56]
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 23:55
+25
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/04/18 - 23:52]
10 دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 23:51
+27
-3
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
اینایی که رنگ پوستشون تیره ست
اینایی که هیچکس دوسشون نداره
اینایی که معمولا شبا از خلوتشون بیرون میزنن
همینایی که جثه کوچیکی دارن اما خیلیاازشون میترسن
اینایی که خدا دوتا بال بهشون داده
...
.
.
.
.
.
.
.
.
اینا سوسکن ، سریع با یه دمپایی بزنین روشون
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 18:25
+7
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 18:09
+7
-2
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
سر كوچمون ی ساختمون نیمه سازه
امروز داشتم از سر كوچمون رد میشدم دیدم ی كارگر أفغانی اومدم زد پس کلم بعد گفت چطوری دوست من
حالا قیافه منتالار عاشقانه ی تنهایی
بهش گفتم هم كلاسی بودیم یا هم بازی؟
میگه هیچی داداش من دیشب تو فیسبوک تو رو دیدم چندتا لایك واست گذاشتم!!!
من:٠|
فیسبوک:٠|
ایران:٠
اتباع خارجی:٠)
افغانستان
غربت جاده ها :/
اگزوز خاور :|
:d
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 18:07
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ