یافتن پست: #شب

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شوهری یك پیامك به همسرش إرسال كرد:
سلام من امشب دیر میام خونه، لطفا همه لباسهای كثیف من رو بشور و غذای مورد علاقه ام رو درست كن.
ولی پاسخی نیومد!

پیامك دیگری فرستاد:
راستی! یادم رفت بهت بگم كه حقوقم اضافه شده و اخر ماه میخوام برات ماشین بخرم.

همسر
وای خدای من واقعا ^_^

شوهر
نه میخواستم مطمئن بشم كه پیغام اولم به دستت رسیده :))
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 14:20
+4
mahdis nfs
mahdis nfs
لطیفه ای که کل جهان اینترنت را برانگیخت!!!

چندی پیش جوکی به زبان انگلیسی در دنیای اینترنت زاده شد!!××!!
البته اين يه جوكه ولي از نظر من خيلي به واقعيت رسانه اي امروز شباهت داره؛)

مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبیند سگی به دختر بچه ای حمله کرده است مرد به طرف انها میدود و با سگ درگیر میشود .
سرانجام سگ را میکشد و زندگی دختربچه ای را نجات میدهد پلیسی که صحنه را دیده بود به سمت انها می اید و میگوید :<تو یک قهرمانی>
فردا در روزنامه ها می نویسند : یک نیویورکی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد
اما ان مرد می گوید: من نیوریورکی نیستم
پس روزنامه های صبح می نویسند: امریکایی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد .
ان مرد دوباره میگوید: من امریکایی نیستم
از او میپرسند :خب پس تو کجایی هستی
<من ایرانی هستم >
فردای ان روز روزنامه ها این طور می نویسند : یک تند روی مسلمان سگ بی گناه امریکایی را کشت !!!!!!!!!!!!
:| :| :| :|{-6-}{-6-}{-6-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 13:39
+10
saman
saman
در CARLO
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﺩﺧﺘﺮ یکی اﺯ اﻗﻮاﻡ ﺑﺮای من:
.
.

.

ﻗﺪﺵ اﻧﺪاﺯﻩ ﺧﻮﺩﺗﻪ ، ﻫﻴﻜﻠﺸﻢ ﺷﺒﻴﻪ ﺧﻮﺩﺗﻪ … ولی ﺧﻮﺷﮕﻠﻪ :|
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/20 - 13:05]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 13:05
+6
sasan pool
sasan pool
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 12:24
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
اشک رازی‌ست
لبخند رازی‌ست
عشق رازی‌ست
اشک ِ آن شب لبخند ِ عشق‌ام بود.
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی…
من درد مشترکم
مرا فریاد کن
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 11:10
+5
alifabregas
alifabregas
سلامتي اون مظلومي كه سكوت مي كنه. لابد ديشب سحر؛ درد دلشو را برده پيش خدا... به سلامتي اونايي كه گريه شون بيصداست وما بارها دلشون رو شكستيم اما غير خدا كسي رو نداشتند تا اشكاشون رو پاك كنه...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 00:31
+4
saqar
saqar
در CARLO
عشق واقعي.....”

پسرو دختر جواني سوار بر موتور در دل شب مي راندند. آنها عاشقانه كديگر را دوستداشتند.دختر جوان: يواش تر برو من مي ترسم!
پسر جوان: نه اين جوري خيلي بهتره!!
دختر جوان: خواهش ميكنم، من خيلي مي ترسم!
پسر جوان: خوب اما اول بايد بگي كه دوستم داري!!
دختر جوان: دوستت دارم،حالا ميشه يواش تر بروني!
پسر جوان: منو محكم بگير!
دختر جوان: خوب، حالا ميشه يواش تر بري!
پسر جوان: باشه به شرط اينكه كلاه كاسكت منو برداري و روي سر خودت بذاري، آخه نمي تونم راحت برونم، اذيتم ميكنه.روز بعد، واقعه اي در روزنامه ثبت شده بود: برخورد موتور سيكلت با ساختمان حادثه آفريد. در اين سانحه كه به دليل بريدن ترمز موتور سيكلت رخ داد،يكي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري در گذشت. پسر جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود. پس بدون اين كه دختر جوان را مطلع كند با ترفندي كلاه كاسكت خود را برسر او گذاشت و خواست تا براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند!!!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 17:00
+6
saqar
saqar
در CARLO
اون دخترايي كه وقتي يه روز نميبينيشون اعصاب واست نميمونه !

اون دخترايي كه شب پشت تلفن دوتايي خوابتون ميبره!

اون دخترايي كه باهاشون ميري شمال و ديگه دلت نميخواد برگردي!

اونايي كه بهت زنگ ميزنن قـــــــــــــند تو دلت آب ميشه!

همونايي كه وقتي كنارت نشستن بهت اس ام اس ميدن دوست دارم !

اونايي كه قربون صدقه مي رن دلت ضعف مي ره !

همونايي كه وقتي از دور مي بي[!] قند تو دلشون آب مي شه

و يه لبخند مياد گوشه لبشون !

اين دخترا اصلا به دنيا نيومدن تا حالا D;

هيچ گونه اي از اين آدما مشاهده نشده كه بخواد منقرض هم شده باشه

گفتم كه در جريان باشيد داداشاي گلم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 16:37
+7
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
ما از اونــاش نیستیـــم که لبامــون قلمبــه باشه.
ما ازاونــاش نیستیــم هیکلمــون چشمگیـر باشه.
ما ازاونــاش نیستیـــم که موهاش بلونده چشاش کشیده و رنگیه.
ما از اونــاش نیستیـــم ک یه پسر مارو ببــینه بگه اووف چه هلــوویی!!

ما داف نیستیـــم داداش مــن.
ما صبح تا شب تو رختــــخوابت نیستیم.
جیگــــــر نیستیم...!

اما میــدونی؟؟؟
دلمون هــــرزه نیست وقتی میگیم دوســـــت داریــــــم از ته قلبه پاکمونه میتونی درک کنـــی ؟؟
اگه بتـــونی بخــاطر ظاهـــر بقیه دلمـــو نـــش[!] و دوســــم داشتــــه باشی
مـــــــــــردی...!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 16:29
+6
saman
saman
در CARLO
امروز تو خیابون ﺻﺪﺍﻯ ﺁﻣﺒﻮﻻﻧسی که به سرعت میگذشت و شنیدم ...
این صدا ﺑﻬﻢ گفت : ﺍﻻﻥ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺍﺯ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﻰ ﺍﻳﻦ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺗﺮی ، خدا رو شکر کن !

بیاین قدر داشته هامونو بدونیم ...
هر چی که هست !
شاید همونا ، آرزوی کسی باشد ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 15:40
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ