fowkes
دیشب تو تختخوابم دراز کشیده بودم و آسمان زیبای پر ستاره رو تماشا میکردم که یهو به فکرم رسید پس این سقف اتاقم کو????????????????
reza
بچهایی که بیدارن
شبتون خوش
من دارم میرم لالا
همتون و دوس دارم
بای بای
ronak
شبها گذرد که دیده نتوانم بست
مردم همه از خواب و من از فکر تو مست
باشد که به دست خویش خونم ریزی
تا جان بدهم دامن مقصود به دست
ronak
تختی که هر شب ، تنها ، با یاد کسی روش بخوابی ...
تخت نیست که ...
تابوته !!
ali rad
سلام ، مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس چگونه شب ها آسوده می خوابد
reza
دل تنگم را.....
دل تنگم را تنگ دلت که میگذارم
خیس خیس می شوم از لبخند
و از هر آنچه که به نام عشق می شناسی اش
چه خوب است آدمی بی چتر ، بی کلاه، شانه به شانه ی باران بگرید
گاه گداری هم اگر فرصتی پیش آید، زیر سقفی از رویا بخوابد و بعدهم . . .
حالا!
تو بیدارم نکن
میدانم که خواهران دیروز باران بیوگان امروز دریایند
همیشه احساس می کنم در آنسوی پنجره، ستاره ای می خواهد چیزی به من بگوید
اما شب که از راه می رسد، ستاره خاموش می شود
آنگاه در پس پنجره فقط من می مانم و رویاهایم
فقط همین!.
ronak
چیزی شبیه به “معجزه” است.
وقتی هر شب بی تو به خیر می گذرد
بی آنکه تو بگویی
“شب به خیر”.....!!!!!!!!!!!!!
ronak
این شبها
انقدر دستهایم خالیند....
که هرچه از اب رودخانه مینوشند
بازهم محتاجند.....
تنهاچیزی که به فکرم میرسد....
تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــویــــــــــــــــــــی
التماست میکنم....
بیا ودستهای مرا بی نصیب نگذار
انها به وجودت احتیاج دارند.....
آقا اجازه ما
1390/12/22 - 01:52
1390/12/22 - 01:55فدای اقا گفتنت!

1390/12/22 - 02:05 ( لايک توسط 1 کاربر )خوشبحال اقات

1390/12/22 - 02:07 ( لايک توسط 1 کاربر )