sasan pool




































































در ماشین سرا
این عکس ماشینم بود چقدر دوستش داشتم دو سال هزار تومن هزار تومن جمع کردم که بخرمش تا اینکه پنج شنبه کامیون رفت روش تقصیر داداشم بود مفت سر لج بازی ماشین به این نازنینی داغون شد و رفت.چقدر خرجش کردم.من چون تنها هستم و دوستی ندارم با هش حرف بزنم با این ماشین حرف میزدم روزی چند ساعت می رفتم پارکینگ با هاش حرف میزدم شده بود همه کس و کار من .چقدر ناراحتم تا الان یک شب هم بیرون از خونه نبود از پنج شنبه همش میرم پارکینگ و در باز میکنم میبینم سر جاش نیست کلی ناراحت میشم و گریه میکنم.واقعا چه دنیای آشغالی هست دیگه خسته شدم.این خونه هم خلوت نمیشه برم خود کشی کنم.دیگه می خوام بالا بیارم.









