یافتن پست: #شب

parham
parham
سه نفر برای خرید ساعتی به یک ساعت فروشی مراجعه میکنند.

قیمت ساعت ۳۰ هزار تومان بوده و هر کدام نفری ۱۰ هزار تومن پرداخت میکنند

تا آن ساعت را خریداری کنند…

بعد از رفتن آنها ، صاحب مغازه به شاگردش میگوید قیمت ساعت ۲۵ هزار تومان بوده.

این ۵ هزار تومان را بگیر و به آنها برگردان

شاگرد ۲ هزار تومان را برای خود بر میدارد

و ۳ هزار تومان باقیمانده را به آنها برمیگرداند. (نفری هزار تومان)

حال هر کدام از آنها نفری ۹ هزار تومان پرداخت کرده اند . که ۳*۹ برابر ۲۷ میشود

این مبلغ به علاوه آن ۲ هزار تومان که پیش شاگرد است میشود ۲۹ تومان

هزار تومان باقیمانده کجاست ؟

طراح سوال : دکتر حسابی
6 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 15:47
+5
شاهین
شاهین
تا حالا دقت کردی تو فیلمای ایرانی زنه با شوهرش شب دعوا میکنن بعد مرده تو حال رو مبل میخوابه یه هفته بعد زنه حق میزنه فکر کنم ایرانیا گرد افشانی میکنن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 14:44
+9
شاهین
شاهین
فتوالله يشب ميخواست بخوابه يه ليوان خالي گذاشت بالا سرش!
ازش پرسيدن اين چه كاريه؟
گفت اومديمو شب بيدار شدم تشنم نبود! اون موقع چكار كنم؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 13:44
+3
شاهین
شاهین
گه یه مرغ با یه دلفین ازدواج کنه بچشون مرفین میشه

اگه یه جغد با یه فوک ازدواج کنه بچشون جوک میشه

اگه یه قو با یه قناری ازدواج کنه بچشون قوری میشه

و بالاخره …

اگه یه پروانه با یه شبتاب عروسی کنه بچشون پرتاب میشه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 13:25
+6
نیوشا
نیوشا
آنقدر دلگیرم از زندگی

که نمی دانم فریاد هایم را در کدام کوهستان به صدا در آورم!!!

خالی ام از لحظه های با هم بودن

و این سکوت تنهایی......ملال آور است...

شب خوش همدردها
دوستون دارم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 04:11
+7
نیوشا
نیوشا
دلم برات تنگ شده جونم
میخوام ببینمت نمیتونم
بین ما دیوارهای سنگی
فاصله یک عمر میدونم
بغض ترانمو شکستم
میخوام بگم عاشقت هستم
توعین ناباوری یک شب
خالی گذاشتی هر دو دستم
تو بودی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه من
تو بودی سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهای بسته ی من
نیمه شب از خوابم پامیشم
نیستی پیشم نیستی پیشم
بازدیوونه میشم دوریه تو
تیشه زد به ریشم نیستی پیشم
بی صدا از من خالی میشم
همصدا با بی بالی میشم
گونه هام خیس از شبنم غم نیستی پیشم
تو بودی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه من
تو بودی سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهای بسته ی من
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 04:09
+9
حمید
حمید
غضنفر عینک آفتابی میزنه میره بیرون خواهرشو میبینه میزنه زیره گوشش.. میگه: اینوقت شب بیرون چیکار میکنی؟! خواهره میگه عینکتو بردار!! عینکو بر میداره دوباره میزنه زیره گوشش میگه از دیشب تا حالا اینجا چه غلطی میکنی؟؟{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 00:59
+2
حمید
حمید
غضنفر زنگ میزنه به دوستش, میگه من یه تمساح گرفتم چیکار کنم؟ دوستش میگه خوب ببرش باغ وحش. فرداش دوستش زنگ میزنه میگه خوب بردیش؟ غضنفر میگه آره، امشب هم قراره ببرمش سینما{-33-}{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 00:52
+2
حمید
حمید
در SMS
غضنفر میره دکتر می گه من شبا خواب می بینم با خرا فوتبال بازی می کنم. دکتر می گه بیا این قرصا رو بخور می گه: می شه از فردا بخورم امشب فیناله{-2-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 00:47
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ