یافتن پست: #شب

پاراگلایدر
پاراگلایدر
حس می کنم شبکه های اجتماعی دارد یک تعریف جدید از زندگی ارائه می دهد. زندگی اجتماعی به صورت گزینشی و نمایشی. دوستی ها را تعریف می کند ولی پایدار تر نه. آدمهایی که در یک شبکه اجتماعی با هم دوستند لزوما همدیگر را دوست ندارند. گاهی حتی با خواندن از یکدیگر از هم دلخور و یا متوقع تر می شوند شبکه های اجتماعی مثل رمانهای پرفروش عامه پسندند؛ برای شروع خواندن خوبند ولی تو را سطحی و ظاهر بین و حسود می کنند. رابطه های انسانی را جوری تعریف می کنند که بی عمق و پرتعداد می شود.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 02:33
+5
پاراگلایدر
پاراگلایدر
این روزها حداقل تعداد دوستان هر کسی در شبکه های اجتماعی ، ١٠٠ تا ٢٠٠ نفر است. سن و سال دارها می پرسند: یعنی تو واقعا اینهمه دوست داری؟! و من از حرفشان متعجب می شوم. خب همه آدمها مدرسه رفته اند،‌ دانشگاه رفته اند، سر کار رفته اند هر کدام از این زمانها و مکانها موقعیتهای جدید برایشان به وجود آورده تا آدمهای جدید را بشناسند. فرق امروز این است که دنیای ارتباطات این آدمها را که همیشه در زندگی هم ظاهر و غایب می شده اند به هم وصل کرده است. دیگر دوستی دوست دیگرش را گم نمی کند. آدمها از هم خبر دارند. می دانند فلانی خوب است. یک گوشه دنیاست و چه کار می کند. آدمها در شبکه های اجتماعی به علت علایق مشترکشان به هم ربط پیدا می کنند و لابد به هم کمک می کنند.که واقعا هم می کنند.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 02:32
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دوستم میگه:این سواله خیلی سخت بود،خودش حلش کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ مامان بزرگ بابام دیشب اومد به خوابم حلش کرد،نیس که فیلسوف بوده
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 01:30
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
میگم:دیشب تا صبح یه مگس اذیتم میکرد.میگه:کشتیش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ بال هاشو کندم گذاشتمش رو زمین بهش گفتم:حالا پیاده برمیگدی خونه تا حالت جا بیاد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 01:28
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
مامانم ساعت3 نصف شب اومده تو اتاقم میبینه دارم درس میخونم.میگه:مجبوری روز ها بری تو پیج پ نه پ که تا این موقع بخوای بیدار بمونی درس بخونی؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ مرض دارم،میخوام دو منظوره عمل کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 01:01
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بعد از امتحان زیست به دوستم میگم:سوال 12 چی میشد؟؟؟؟ میگه :سوال 12 امتحان رو میگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ سوال 12 شب اول قبرتو میگم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:32
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به بابام میگم امشب همه بروبچ قرا گذاشتن باهم برن سینما.میگه: خب...حتما تو هم میخوای باهاشون بری؟؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ فقط گفتم که شما در جریان باشی یه وقت بی اجازه ی شما نرن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:32
+1
elahe
elahe
رفتم دکتر به منشی میگم دکتر هستش میگه بله میخاید برید پیشش میگم په نه په این موقع شب اومدم تلاش شبانه روزیشونو سرمشق زنگیم قرار بدم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:16
+3
ronak
ronak
گفتم نصفه شبی ثواب داره دهنتون آب بیوفته :)))) میمـــیرم براش
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 23:04
+2
ALI SHABAN
ALI SHABAN
اراده ی مرد عامل خوشبختی اوست. شچدرین
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 22:50
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ