رضا
برای عشق تو باید چه کار می کردم چگونه باز دلت را شکار می کردم چگونه از تب گرم نگاه گیرایت به کنج سرد غرورم فرار می کردم اگر خدا نفس ات را به روح من می داد تمام سال هوا را بهار می کردم چه می شد آه همان شب یواشکی خود را درون پیرهنت استتار می کردم تپش تپش ضربان دلت به من می خورد کنار تو به خودم افتخار می کردم اگر که شعر مجال نفس کشید داشت تو را برای ابد ماندگار میکردم
رضا
یک عمر به دنبال جوابی دیگر هر روز کشیده ام عذابی دیگر هر شب به هوای دیدنت از خوابی آسیمه دویده ام به خوابی دیگر
Pedram
" آنچه بین اکثر زن ها و خوشبختی فاصله می اندازد یک مرد است! " نیشخند
- گلوریا استاینم
fatemeh
روی آن شیشه تب دار تو را ها کردم اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم عرقی سرد به پیشانی آن شیشه نشت تا به امید ورود تو دهان وا کردم با سر انگشت کشیدم به دلش عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم
mina_z
بچه ها امشب پستای باحال چی دارید؟