یافتن پست: #شور

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وسایل لازم برای مسافرت رفتن:
دخدرا :کیف لوازم آرایشی.. مانتو شلوار شال به میزان لازم
سشوار.. بابلیس .انواع اقسام بدلیجات .لباس زیر در انواع و اقسام و مدلهای فانتزی نیمه فانتزی و کلاسیک(حتی مارک مادام) . لباس راحتی
خمیر دندون و مسواک. باد بزن و باد نزن .جوراب در رنگهای شاد و نیمه شادو معنی گرا و سایر وسایل ....
پسرا :شورت حوله یه شلوارک تموم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 14:03
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


زن یعنی یک جهان بیچارگی !

زن یعنی یک بلای خانگی !

زن یعنی آسمانی بی فروغ !

زن یعنی هرچه میگوید دروغ !

زن یعنی شوره زاری بی علف !

زن یعنی عمر مرد با او تلف !


آخرین ویرایش توسط Edward-Marion در [1392/05/15 - 01:26]
3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 01:23
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

سر بزار روی شونه هام   ,  
تا بگم آروم از غصه هام
تا بگم چی امد به سرم   ،    
رفت چرا نازنین دلبرم
عیش و شراب و مستی ،
کار ما بود
عشق و خدا و هستی ، یار ما بود اما شد،
رنگ زمستون , نو بهار ما
بزم مهر و جنون در دل به پا بود سینه لبریزه از شور ،
از وفا بود
اما غم ، آمد به قلبم ، ای خدا چرا؟
سوختم ، سوختم من از غم ، دل او پی یار دیگری بود
که عمر رویای من به سر رسیدباختم ،
باختم من به او ، همه ی عمرٍ دلدادگی رو
که غربت به خانه ام سرک کشید

دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 19:11
+4
saman
saman
در CARLO

مدرسة ما: پایگاه جهنمی


خروج از مدرسة: فراراز آلکاتراس


دیدن مدیر از دور: شبحی در تاریکی


نمرة بیست: افسانهآه


مدیرمدرسه: مرد 6 میلیون دلاری


شوخی با مدیر: بازی با مرگ


روز دادن کارنامه:حادثه در تونل کندوان


امتحان: شاید وقتی دیگر


روزی که معلم به کلاسنمی­آید: بوی خوش زندگی


اخراج از کلاس: یک بار برای همیشه


نمازخانة دبیرستان:قطعه ای از بهشت


امتحان پایان ترم: قلب­ها برای که می­تپد؟


پیام متقلب برای دیگران: چشم­هایم برای تو


راهی برای متقلبان:جیب­برها به بهشت نمی­روند


آنتن مدرسه: جاسوس سه جانبه


جای سیلی معلم: دایرةسرخ


صفرهای پشت سر هم: برج مینو


اعتراض برای نمره:شلیک نهایی


زنگ ورزش: المپیک دربازداشتگاه


شورای دبیران: جنگ نفتکشها


ناظم: پلیسآهنی


کنکور:بالاتر از خطر


دیدن معلم از دور: سایة عقاب­ها


نگاه معلم: بگذارزندگی کنم


دانشگاه: سرزمین آرزوها


خارج از مدرسه: آن سویآتش


بحث بامدیر: فریاد زیر آب


شاگرد اول کلاس: پرندة کوچک خوشبختی


پای تخته: لبةتیغ


منفی­های پشت سر هم: گلوله­های بی صدا


اولین دانش آموزی کهمعلم از او درس می­پرسد: قربانی


وراجی سر کلاس: مجوز مرگ


آخر کلاس: بهشتپنهان


مبصرکلاس: افعی


بوی جوراب بچه­ها: عطر گل یاس


دبیران مدرسة ما:تبعیدی ها


اخراج از مدرسه: می­خواهم زنده بمانم


دفتر دبیران: خانه ارواح


نمرة ده: شانسزندگی


اتاقورزش: جزیرة آدم خورها


سال آخر دبیرستان: سال­های بی­قراری


ساختمان مدرسه: آسمانخراش جهنمی


اخراجی­ها:بینوایان


رفتن به دانشگاه: هدف سخت


دفتر مدیر: کلبةوحشت


صاحباننمره زیر ده: سربداران


کیف­های دانش آموزان: محموله


ظرفیت نیمکت­ها: دونفر و نصفی


سوسک در کلاس: انفجار در اتاق عمل


کلاس خصوصی: وعدهپنهان


زنگادبیات: نان و شعر


دفتر ناظم: محکمة عدالت


حالت دانش آموز هنگامپاسخ دادن: زرد قناری


دانش آموزان رشتة ریاضی: سوته دلان


رفتار مشاور مدرسه بادانش آموزان: عاشقانه

دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 15:28
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
یک رعیت زاده سلطانی بشد

همچو سلطانش مسلمانی نشد

گاه گاهی وقت خلوت می گزید

پوستین کهنه بر تن می کشید

جبه و دستار از سر می گرفت

کار دهقانی خود سر می گرفت

چوبدستی دست و زاد مختصر

فکر مردن داشت دایم مختصر

سرسرای قصر می گشت و طی بکرد

مثل چوپانان به خود هی هی بکرد

روزی آمد ناگهان از خادمین

دید سلطان در لباس اینچنین

گفت شاها از چه دهقانی کنی

با چنین دولت تو چوپانی کنی

داد پاسخ آن شه عادل ورا

گرچه سلطانم کنم شکر خدا

داد بر من مکنت و مال و مقام

ملک و کشور درگه و تخت و مقام

گاه گاهی میکنم بر جامه ام

پوستین و آن لباس کهنه ام

تا فراموشم نسازد اهرمن

وضع چوپانی و دهقانی من

هرکه در مکنت به زیر افکند سر

رزق افزون گیرد و افسر به سر

پند گیر عابد تو از صاحبقران

از مرام و رسم سلطان و شبان
دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 11:10
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دوش در حلقه ما قصر گیسوی تو بود

تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود

دل که از ناوک مژگان تو در خون می گشت

باز مشتاق کمان خانه ابروی تو بود

هم عقا الله صبا کز تو پیامی داد

ورنه در کس نرسیدم که از کوی تو بود

عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت

فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود

من سرگشته هم از اهل سلامت بودم

دام راهم شکن طره هندوی تو بود

بگشا بند قبا تا بگشاید دل من

که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود

به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر

کز جهان می شد و در آرزوی روی تو بود
دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 10:43
+5
saman
saman
در CARLO
ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ۱۱۸ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩﻡ !
ﺑﻌﺪ ﺧﺎﻧﻮﻣﻪ ﮔﻔﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﺷﻤﺎ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﯿﺐ ﺑﯿﺐ ﺑﯿﺐ !...
ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺳﮑﺘﻪ ﻣﯿﺰﺩﻡ ﺳﺮﯾﻊ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩﻡ
ﺳﯿﻢ ﺗﻠﻔﻨﻢ ﮐﺸﯿﺪﻡ
ﺭﻓﺘﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﻫﻢ ﻗﻔﻞ ﮐﺮﺩﻡ !
ﻓﻘﻂ ﮐﻢ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﺎﺭﺝ ﺑﺸﻢ !
 
5 دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 15:13
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

در کودکی پولی را که بابت خرید لباس میگرفتم ...

ساز میخریدم و به کلاس میرفتم ...

پدرم همیشه میگفت : پسرم فرهنگ و هنر در کشور ما طرفداری نداره !

اما من کله شق بودم و به راهم ادامه میدادم !

اما چندیست که از عمق وجودم حرف پدرم را درک میکنم !!!


♦♦♦ افشین احسن ♦♦♦
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 14:31
+4
saman
saman
در CARLO

ما پارسال عید نرفتیم امریکا


امسالم نمیریم ایتالیا.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

کلا ما اینجوری هستیم هر سال تصمیم میگیریم یکی


از کشورای خارجو نریم

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 14:20
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
یارو میره مهمونی " شب موقع خواب صاحب خونه بهش میگه: جاتو کجا بندازم تو اتاق نی نی خوبه؟ یارو با خودش فکر میکنه کی حوصله گریه بچه داره !!! بعد به صاحب خونه میگه: نه ممنون همینجا تو حال خوبه! صبح پا میشه بره دستشویی یهو یه دختر خوشگل با لباس خواب میبینه میگه: شما دختر فلانی هستی ؟ اسمتون چیه؟ دختره میگه: نی نی. اسم شما چیه؟ میگه: من ..خرگاو الاغ نفهم بیشور{-7-}{-59-}
3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 00:20
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ